هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

اینترنت کتاب را بر صورت خویش میآفریند

نقدی بر:

اینترنت کتاب را بر صورت خویش میآفریند

احمد شمّاع زاده


پیش از نقد کوتاه این مقاله وزین و مفید، لازم است برخی نکته‌های کلی را یاداور شوم که نه تنها مربوط به این مقاله و تحلیلهای آن می‌شود، بلکه بسیاری از تحلیلهای مندرج در دیگر مقاله ها را نیز دربر میگیرد:

گروههای اجتماعی اهل مطالعه:

در مورد میزان مطالعه و گروههای اهل مطالعه و کتابخوان، پیش از ورود و فراگیرشدن اینترنت در ایران، مردم آن زمان را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:

یکی آنانکه کتابخوان بوده اند، دوم آنانکه روزنامه خوان بوده اند، سوم آنانکه هم کتابخوان و هم روزنامه خوان بوده اند، و چهارم کسانی که اصلاً اهل مطالعه نبوده اند.


وضعیت کنونی آن چهار گروه:

در مورد گروه اول و سوم، که دربرگیرنده دانشگاهیان (استادان و دانشجویان) و فضلا است، اینترنت نه تنها مانع مطالعه آنان نشده، بلکه به آنان بسیار کمک کرده است. نگارنده در یکی از مقاله های خود، این موضوع را با عمل به خوانندگان یادآوری کرده ام:

عقل، فهم، شعور، احساس: https://www.academia.edu/44268384


در این مقاله چنین آورده ام:

«زمانی بود که هرکس برای مستدل کردن و تفهیم نظرهای خود به دیگران، باید زحمتهای بسیاری میکشید؛ ولی اکنون به فضل و برکت وجود ویدئوهای مختلف در هر زمینه‌ای در یوتیوب، کار برای بسیاری از پژوهشگران ساده شده و همه چیز در دسترس قرار دارد.

نگارنده نیز برای مستدل کردن نظرهای خود پیرامون چهار مقوله فوق که هر یک را مختصری شرح دادم، از این وسیله خوب بهره میگیرم و مواردی را که طی سالهای اخیر در یوتیوب دیده‌ام که با این مقوله‌ها ارتباط دارند، برای داشتن تصویری درست یا درستتر از آنچه بیان شد، در ادامه شرح میدهم

سپس پنج پرده‌ای را که در ذهنم بود، در سه صفحه شرح داده‌ام و نوشته خود را مستدل کرده ام.


در مورد گروه دوم، کارکرد اینترنت نسبت به روزنامه خوانان و روزنامه خوانی شان، نه تنها آنان را از روزنامه‌ها بازنداشته، بلکه تأثیرهای بسیار مثبتی روی آنان گذارده و موجب شده بیش از پیش و به هر طریق، بیشتر به مطالعه علاقمند شوند. یکی همین مقاله است که اگر اینترنت نبود، روز روزنامه که تمام می‌شد، عمر این مقاله که در شماره 4665 روزنامه اعتماد به تاریخ 21 خرداد 1399 به چاپ رسیده نیز، تمام می‌شد؛ ولی اکنون پس از ده ماه، موفق شده ام آن را بازیابم و بخوانم.

در مورد گروه چهارم، که معمولاً تنها بخشی از جوانان جامعه جهانی را در بر می‌گیرد، اینترنت موجب شده که وقت آنان مانند پیش از اینترنت، کاملاً به هدر نرود؛ بلکه بسته به علاقمندیهای آنان، وقتشان کانالیزه شود. درباره آنان باید «گفت تنها خود آنان هستند که باید مواظب خود باشند و در دریای نت غرق نشوند؛ تا از خطرات اینترنت در امان بمانند».

خلاصه سخن در این آیات نهفته است:

انّ الانسان لفی خسر الّا الذین آمنوا و عملواالصّالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصّبر


و امّا نقد مقاله:

نکته اول: اطلاق واژه مجازی به اینترنت، کاملاً نادرست است. همان‌گونه که از شعر حافظ مشخص شد، مجاز در برابر و متباین با حقیقت است. مجاز در زبان قرآن افک، و در زبان انگلیسی فیک (Fake) است. البته موضوع آبجکتیو و سابجکتیو از این بحث جداست و موضوعی دیگر است.

اگر بگوییم فضای اینترنت مجازی است، پس باید سینِما، تلویزیون رادیو، و حتا تلفن را هم بگوییم فضای مجازی؛ زیرا این وسایل حقیقت را کانالیزه، کرده و سپس به شنونده و بیننده منتقل می‌کنند.

فضای اینترنت را می‌توان فضای دیجیتال نامید ولی نمی‌توان آن را فضای مجازی خواند.


نکته دوم: آنانکه فضای اینترنت را جدی نگرفته، و آن را مناسب مطالب تفریحی می‌دانند و می‌گویند «آثار فکری جدِّی و اصیل در آن جایگاهی ندارد»، پر به بیراهه می‌روند؛ و ملاکشان تنها مشاهده عملکرد جوانانی است که در بالا در گروه چهارم قرار گرفتند؛ و از دیگر گروههایی که از آنان یادشد، غافل بوده‌اند که چنین ادعاهایی را بر زبان یا قلم آورده اند.


نکته سوم: در بخش نوش و نیش مجازی آمده است:

«برخی از کتابخوانان هنوز دلبستۀ داشتن و خواندن کتاب ملموس و کاغذی هستند و هر کتابی برایشان منبعی گرم از خاطرات است و... برای این افراد خواندن کتاب الکترونیک کاری است سرد و عاری از حس و خاطره که اگر فایده ای علمی هم داشته باشد لذت روحی به بار نخواهد آورد».

در این زمینه باید گفت: کسی اینان را مجبور نکرده تا خود را از کتاب ملموس کاغذی محروم کنند. روزگار کتاب‌ به سر نیامده و به نظر نگارنده نخواهد آمد. هرکس هر گونه کتابی را که بر روح و روان و مغز او تأثیرهای خوبی می‌گذارد و اندیشه‌های او را به پرواز درمی آورد، می‌تواند بخرد یا وام بگیرد و بخواند.

نکته چهارم: در بخش کوته پسندی آمده است:

«تنوع و فراوانی بیش از حدّ اطلاعات در فضای مجازی و فقدان مجال و امکان بررسی ارزیابانه و سنجشگرانه آن، کاربران را ناگزیر از مواجه های سطحی و شتابزده با نوشته ها می‌کند».

در نقد این نظر باید گفت: این نظر عمومیت ندارد؛ بلکه تنها همان گروه چهارم جامعه را دربرمیگیرد و اینترنت تأثیری بر گروههای اجتماعی دیگر نمی‌گذارد و آنان را دستخوش مواجهه های سطحی و شتابزده نمی‌کند.

نکته پنجم: بخش پایانی مقاله (چشم انداز)، بهترین بخش مقاله است؛ و شاید بهتر بود که نویسنده پیش از آوردن نظرهای دیگران، اول نظر خود را می‌آورد. البته ممکن است نویسنده برای این کار، دلایلی از جمله شرایط روانی خواننده را در نظر داشته است.


و اما متن مقاله، مندرج در شماره 4665 روزنامه اعتماد به تاریخ 21 خرداد 1399:


اینترنت کتاب را بر صورت خویش می آفریند.

محمود اسماعیل نیا

سرنوشت کتاب در عصر فراگیری اینترنت چه خواهد شد و بر سر اهل کتاب، یعنی کسانی که روز و روزی شان به کتاب گره خورده، چه خواهد آمد؟

جهان معاصر دگرگونی بیسابقه ای را تجربه میکند. تغییرات گسترده و عمیق ناشی از فراگیری اینترنت و فضای مجازی کمتر چیزی را به قرار سابق باقی گذاشته است؛ از خصوصی ترین احوالات شخصی آدمیان گرفته تا روابط مردمی و نهادهای اجتماعی و مناسبات بین المللی. کشورها و جوامع و افراد، همه در مسیر این سیل عظیم تغییرات قرار گرفته اند، گیرم برخی پیشتر و بیشتر و بعضی عقبتر و کمتر. دور نیست که با نسل جدیدی از بشر روبرو شویم با کمترین شباهتی به آدمیانِ تا به امروز. این تغییرات غالباً تدریجی اند، برخی مثبت و مفید ارزیابی میشوند و بعضی منفی و مضر. در مورد ابعاد و اقسام این تغییرات مقالات زیادی از دیدگاههای مختلف نوشته شده و بحث و جدل میان موافقان و مخالفان ادامه دارد، چون هنوز توفان فروننشسته و لنگرگاه ناپیداست. امّا در این معرکه آرای موافق و مخالف در مورد یک چیز اختلاف نظری به چشم نمیخورد و آن اینکه اینترنت "سبک زندگی" مردم را تغییر داده است.

امواج این تغییرات، به دنیای کتاب هم رسیده و اهل کتاب را، از نویسنده و مترجم گرفته تا ناشر و فروشنده و خواننده، متأثر کردهاست. جهان کتاب به تدریج وارد بازی جدیدی شده که پایانش نه برای بازیگرانش معلوم است و نه تماشاگرانش. در فضای مجازی هر روز پدیده ای جدید در ارتباط با کتاب رو میآید و بحثهای تازه ای در بارۀ منافع و مضارش درمیگیرد. تغییر سبک زندگی، موجب تغییر "سبک مصرف" و تغییر "مصرف فرهنگی" آدمیان هم شده است. در نتیجه، امروزه در میان اهالی کتاب شاهد سلیقه ها و عادتهای تازه ای هستیم که عده ای را نگران و گروهی را خوشحال میکند. باید در مورد این نگرانیها و خوشحالیها بیشتر تأمّل کرد.

چرا تامّل و تفکّر در بارۀ عالمگیرشدن اینترنت ضرورت دارد؟

چون امروزه فضای مجازی به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ما تبدیل شده و روندهای برگشت ناپذیری را ایجاد کرده که گریز و گزیری از آن متصور نیست. برای فهم موضوع کافی است نگاهی به زندگی و کسب و کار و سرگرمیهای خودمان و اطرافیانمان بیندازیم تا ببینیم چه میزان وابسته به اینترنت شده ایم. وقتی از فضای مجازی سخن میگوییم باید مراقب واژۀ مجازی هم باشیم. گذشتگان ما "مجازی" را در برابر "حقیقی" به کار می بردند، مثلاً حافظ می گفت "آن می که در آنجاست، حقیقت نه مجاز است". امّا امروزه اینترنت سبب شده که عالم مجاز تا مرزهای جهان واقعی پیش آمده و به درون آن رسوخ کند. وضعیت بی سابقه ای که توصیف آن با مفاهیم معمول ممکن نیست و نیازمند ابداع مفاهیمی جدید و بعضاً ناسازوار (پارادوکسیکال)، مثل "واقعیت مجازی" (Virtual Reality)، است. اکنون "دنیای مجازی" و "دنیای واقعی" دو دنیای مجزا و مجاور نیستند که گاهی در این و گاهی در آن باشیم. این دو جهان در حال ادغام و فرورفتن در همدیگرند و تفکیک مرزهایشان روز به روز دشوارتر میشود. گویی "مجازستان" در حال بازآفرینی جهان واقعی است و دنیایی جدید با الزامات و اقتضائاتی نوین در حال پدیداری است.

نوش و نیش مجازی

بازگردیم به بحث تاثیرات اینترنت و فضای مجازی بر دنیای کتاب. واقعیت آن است که ابعاد مثبت و منفی این تأثیرات چنان است که داوری آسان و سرراستی در موردشان نمیتوان داشت. برخی از اهل قلم هنوز فضای مجازی را جدّی نگرفته و معتقدند که این فضا مناسب مطالب تفریحی و سرگرم کننده است و آثار فکری جدّی و اصیل در آن جایگاهی ندارند. یعنی در ازای وقتی که از آدمی سلب میشود بهره ای درخور نصیبش نمیگردد مضافاً آنکه مروج نوعی سطحیگرایی هم هست. در نقطۀ مقابل، گروهی دیگر از نویسندگان معتقدند که مؤلف باید فرزند زمانۀ خود باشد و از "ظرفیت"های فناوری اینترنت استفاده کند و فرآوردۀ اندیشه و قلم خود را در "ظرف" زمانه عرضه کند، و چه باک که این ظرف، غیر از کاغذ و چاپ باشد. ظاهراً سخن هر دو گروه بهره ای از حقیقت به همراه دارد.

در میان جماعت کتابخوان نیز در باره فضای مجازی اختلاف نظر وجود دارد. برخی از کتابخوانان هنوز دلبستۀ داشتن و خواندن کتاب ملموس و کاغذی هستند و هر کتابی برایشان منبعی گرم از خاطرات است و یادآور لحظه های ناب دریافتهای ذهنی و بهره های روحی. برای این افراد خواندن کتاب الکترونیک کاری است سرد و عاری از حس و خاطره که اگر فایده ای علمی هم داشته باشد لذت روحی به بار نخواهد آورد. در نقطۀ مقابل، بسیاری از خوانندگان، بویژه آنانکه روحیه پژوهش و جست وجوگری دارند، معتقدند که عادت دیرین و شیرین مطالعۀ کتاب کاغذی نباید موجب محرومیت از امتیازات کتابخوانی در فضای مجازی شود. امتیازاتی که مهمترینش دسترسی سهلتر و سریعتر به کتاب است، و این یعنی صرفه جویی در وقت و پول. انگار این دو گروه نیز هر یک جنبه ای از حقیقت ماجرا را بازگو میکنند.

بله، نوش و نیش اینترنت با هم است و فضای مجازی مجموعه ای از امتیازات و فرصتهای متنوع در اختیار مینهد که برخورداری از هر کدامشان مستلزم پرداخت هزینه ای کم یا بیش است. در بازار اینترنت کسب سود بدون پرداخت هزینه رؤیایی بیش نیست.

امتیاز دسترسی

مهمترین امتیاز اینترنت برای اهل کتاب دسترسی سهل و سریع به نسخه دیجیتال کتاب و امکان ذخیره (دانلود) کردن آن است. درست است که این امکان بلای جان ناشران و کتابفروشان است ولی در مقابل برای کتابخوانان مزیتی است جایگزین ناپذیر. امروزه هر کتابخوان و کتابدوستی میتواند به مدد اینترنت نسخۀ الکترونیک آثار مورد علاقه و نیاز خود را دانلود کرده و کتابخانه ای دیجیتال در کامیپیوتر شخصی خود فراهم آورد و به جای مراجعه به کتابفروشی و کتابخانه در میان فایلهای ذخیره شده به جست وجو بپردازد. از این منظر اینترنت نقش مهمی در عمومی کردن علم و توزیع معرفت در دنیای معاصر داشته است. امّا همین امتیاز بیبدیل میتواند موجب "توهم دانایی" هم بشود. دسترسی به کتاب، به وسوسۀ تصاحب آن دامن میزند و کثرت منابع در دسترس میتواند فرد را وارد مسابقۀ بیپایان ذخیره کردن هرچه بیشتر منابع دیجیتال کند، بی اندکی تأمّل در مورد وقت و علاقه و نیاز واقعی.

اگر فردا صبح اعلام شود که نسخه دیجیتال تمامی سی وچند میلیون عنوان کتاب موجود در کتابخانه کنگره امریکا به صورت رایگان در اینترنت قابل دسترسی و ذخیره کردن است، شک نکنید که خیلی از افراد سراغ انبارکردن این مجموعه میروند، بی آنکه فرصت یا علاقه ای برای خواندن یکی از آن همه را داشته باشند. اهتمام صِرف به گردآوری کتاب، کاغذی یا دیجیتال، تا زمانی که دغدغه و مسأله ای جدّی در میان نباشد، کمکی به دانایی و فرهیختگی نخواهد کرد، که بر توهم دانایی هم خواهد افزود.



مهبانگ نوشتاری

امتیاز دیگر فضای مجازی سرعت و سهولت نشر آثار در آن است. نویسنده میتواند فرآوردۀ فکر و قلم خود را سریع و راحت در اختیار طیف گسترده ای از مخاطبان قرار دهد و خوانندگان نیز میتوانند به آسانی مباحث مورد علاقه خودشان را در این فضا پیدا کنند. امّا همین امتیاز، یعنی امکان نشر آسان و سریع ایده ها، دردسرهایی هم ایجاد کرده است. هر کسی میتواند در فضای مجازی به راحتی و در هر موردی، بی ملاحظۀ میزان صلاحیتش، مطلبی را سرِهم کرده و پخش کند. در نتیجه، این امکان سبب میشود که بسیاری از افراد، خواسته یا ناخواسته، در معرض بیماری "خودروشنفکرانگاری" قرار گیرند و تصور یا توهم کنند که رسالتشان این است در بارۀ هر چیز و همه چیز باید نظر دهند. تکثیر انفجارگونۀ نوشتارهای ناسنجیده و سطحی فضای مجازی را شلوغ و آشفته کرده و ارتباطات فکری را دشوار می کند، مثل جلسه ای که علاوه بر سخنران هر یک از مستمعان هم میکروفونی در اختیار داشته و همه همزمان سخن بگویند و در اثر ازدحام و تزاحم اصوات، صدا به صدا نرسد.

این عارضه، یعنی تولید و عرضۀ انفجارآمیز داده ها و اطلاعات درست و نادرست در فضای مجازی، کار را بر جست وجوگران دشوار میکند چون ناچارند تلّی از زباله را بکاوند مگر قطعه جواهری پیداکنند. در واقع، طرح مباحثی مثل "سواد دیجیتال" یا ابداعاتی مثل طراحی موتورهای جستوجوگر هوشمند، راهکارهایی برای رفع همین دشواری است تا صیادان این اقیانوس بیکران گوهر را از خرمهره بازشناسند.

کوته پسندی

تنوع و فراوانی بیش از حدّ اطلاعات در فضای مجازی و فقدان مجال و امکان بررسی ارزیابانه و سنجشگرانه آن، کاربران را ناگزیر از مواجه های سطحی و شتابزده با نوشته ها میکند. همین نگاه عبوری به نوشتارها، به تدریج گرایش به نوشته های کوتاه و گریز از متنهای طولانی را تقویت میکند، یعنی همان "فرهنگ سه خطی" و نخواندن نوشته های بیش از سه سطر. افزایش تمایل خوانندگان به کوته خوانی لاجرم نویسندگان را هم به سوی فُرم کوته نویسی سوق میدهد تا عرضه و تقاضا در این بازار متوازن شود.

البته کوته نویسی به عنوان "فُرم" کمابیش رایج در فضای مجازی، قالب مناسبی برای اطلاع رسانی در باب موضوعات عادی است ولی این ظرف گنجایش هر مظروفی را ندارد و برای مثال بسیاری از آثار ادبی و فلسفی را نمیتوان در این قالب گنجاند. به عنوان نمونه، خواندن رمانهای بلندی مثل "در جست و جوی زمان از دست رفته" پروست، مستلزم صرف وقت و سلوک روحی و همگامی خواننده با مولف است، همچنانکه خواندن رسائل فلسفی مثل "گفتار در روش" دکارت نیز نیازمند دقت نظر و گفت و گوی ذهنی بین خواننده و نویسنده است. در مورد چنین آثاری کوته نویسی و کوته خوانی حداکثر میتواند مشوقی برای مطالعۀ متن اصلی باشد؛ اگر موجب لوث شدن آن نشود.

نگارش مشارکتی

امتیاز مهم دیگر فضای مجازی برقراری ارتباط مستقیم بین نویسنده و خواننده است. در همین فضای مجازی شلوغ و آشفته، این امکان وجود دارد که خوانندگان وارد گفت و گو و پرسش و پاسخ با نویسندگان شوند. امکان برقراری چنین دیالوگی نه تنها در تصحیح ذهنیت دو طرف و افزایش فهم متقابل موثر است، بلکه میتواند موجد سبک جدیدی در نگارش کتاب هم باشد: نگارش کتاب به منزلۀ فرایندی تدریجی و مبتنی بر گفت و گوی مستمر میان نویسنده و خواننده.

اساساً نوشتن کتاب کاری است فردی که نویسنده معمولاً در خلوت و تنهایی خود انجام می دهد، در نتیجه، خوانندگان کتاب تا پیش از انتشار آن تصویر و تصوری از آن ندارند. تنها پس از انتشار و خواندهشدن کتاب است که نویسنده می تواند از نظرات خوانندگان باخبر شود و بازخوردهایی دریافت کند و از بازتابهای انتشار کتابش باخبر شود. تجربه نشان داده نویسندگانی که تجربۀ تدریس داشته اند، قادر به تألیف آثار وزین تری بوده اند؛ زیرا امکان آن را داشته اند که ایده های خود را قبل از انتشار، با مخاطبانی در میان نهاده و بر اساس بازخوردهای دریافتی، آنها را تصحیح و بازآرایی کنند و شکل ورز یافته و پرورانده آن را بر روی کاغذ بیاورند. امروزه اینترنت و فضای مجازی این امکان را برای اهل قلم فراهم کرده تا آثاری را به شیوه ای جمعی و گفت و گویی پدید آورند. یعنی ایده های خود را به تدریج در فضای مجازی منتشر کرده و در معرض نقد و نظر مخاطبان فراردهند و سپس بر اساس بازخوردهای دریافتی از آنها دست به کار تدوین متن نهایی شوند. این شیوه ممکن است از تازگی متن نهایی بکاهد ولی قطعاً بر استواری اش خواهد افزود.



چشم انداز

دنیای امروز به سرعت در حال تغییر است و موتور محرکۀ این تغییرات هم فناوریهای پیشرفتۀ نوین است. اینترنت و فضای مجازی سبک زندگی ما را تغییر داده است؛ ارتباطات آسانتر و راهها کوتاهتر شده؛ ولی گرفتاریهای تازه ای هم گریبانگیرمان شده است. آنچه که مهم است شیوۀ مواجهه با این جهان در حال تغییر است. امام هادی علیهاالسلام فرموددنیا بازاری است که گروهی در آن سود میبرند و جمعی زیان میبینند. این استعارۀ بازار در مورد جهان اینترنتی شده هم صدق میکند که مثل هر بازار دیگری، گروهی از آن منتفع شده و جمعی متضرر میشوند. سود و زیان ما در گروی نوع سلوک ما در این بازار است. شرط لازم برای دادوستد موفقیت آمیز در بازار اینترنت، شناخت ابعاد و قواعد و فرصتها و تهدیداتش است؛ ولی شرط کافی همانا تمرکز بر عزم و هدفمندی خودمان است. باید دقیقاً بدانیم که در این بازار چه را و چرا میجوئیم تا فقط به وقت و به قدر ضرورت سراغش برویم و از فریب جلوه های رنگارنگ بازار دور بمانیم. بدون پایبندی به این شرط، یعنی روشن بودن خواسته هایمان از این بازار، اینترنت نه تنها خادم ما نخواهد ماند، بلکه بهتدریج تبدیل به مخدوم ما خواهد شد و وقت و ذهن و روح ما را به خدمت خواهد گرفت.

مولانا هشدار میداد که "در این بازار عطاران، مرو هر سو چو بیکاران"؛ امروز نیز این هشدار شنیدنی است. پرسه زنی بی هدف در فضای مجازی موجب اتلاف عمر و ابتلا به "اعتیاد اینترنتی" است.

فضای مجازی بی تردید دنیای کتاب را تغییر داده و خواهد داد، هرچند که تا به امروز نمی توان از محو کتاب کاغذی و قربانی شدنش در معبد دیجیتال سخن گفت. همانطور که ساندویچ و فست فود، به عنوان غذاهای نوین متناسب با زندگی مدرن شهری شده، به صورت کامل جایگزین غذاهای معمول نشده اند، به احتمال زیاد کتاب دیجیتال هم نمیتواند جای سلف کاغذی خود را بگیرد؛ هرچند بخشهایی از امپراتوری اش را تصرف کرده و خواهد کرد.

همراهی هوشمندانه با تحولات مربوط به دنیای کتاب در عصر اینترنت، مستلزم تأمّل در ابعاد مثبت و منفی هر یک از این تغییرات است و تلاش برای بهرهمندی از فواید و احتراز از زیانهایش. به نظر میرسد که یکی از مهمترین امتیازات این فضا، امکان برقراری دیالوگ مستقیم میان نویسنده و خواننده است. این امکان نه تنها موجب گسترش تفاهم جمعی است بلکه میتواند زمینه ساز آفرینش آثاری ماندگارتر و استوارتر بر اساس همفکری نویسنده و خواننده باشد؛ پدیده ای که تاریخ کتاب و کتابت کمتر نمونۀ مشابهی برایش سراغ دارد.

محمود اسماعیل نیا، عضو انجمن جامعه شناسی ایران

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد