ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
ویژگیهایی چند از دستگاه آفرینش خداوندگاری
ـ خداوندگار ما بوده و همیشه خواهدبود. تدبیرکنندة کارها هموست که آفریش را از خود و برای خود و با آشکارسازی ذره و بیرون آوردن ذرهها از ذرة آغازین و ذرهها از ذره ها آغازکردهاست.
ـ او زنده بوده، و آغارگر زندگانی هموست. او آب را آفرید و آن را مایة زندگانی ساخت.
ـ هر زندهای که به سوی او رود زنده میماند و هرانچه که از او دور شود، رو به سوی نابودی دارد.
ـ همه چیز را هماهنگ(متقارن) آفریده جز زندگانی را؛ تا بگوید آن سوی دیگر زندگانی خود من هستم. بدینگونه باز هم زندگانی هماهنگ است؛ زیرا یک سوی زندگانی خداوند، و سوی دیگر آن آفریدگان اویند.
ـ همه چیز را ‹جفت› آفریده تا بگوید ‹تک› و تنها و یگانه من هستم و بس. من نمایندة یگانگیام و آفریدگانم نمایندة چندگانگی و چندگونگی. زیرا از جفتهاست که چندگونگی برمیآید.
ـ پروردگار ما در روند آفرینش خویش، در آغاز، مایة هرچیزی را آفریده، سپس آفریده را سامان بخشیده و بیاراسته. سپس اندارههای آفریده را در نهاد آن گذارده. سپس راهوروش بالندگی را به او آموخته و او را به راستی و درستی رهنمون شده است، تا او به اوج توان خویش برسد. پس از این پنج مرحله، کمکمک او را از اوج به سوی فنا میبرد تا هرچه جز اوست، پاینده نماند.
ـ او روشنایی کیهان است. او روشناییبخش آفریدگان نیست بلکه روشنایی آنهاست یعنی بی نور او؛ همة آفریدگان تنها کالبدهایی تاریک بودهاند و نادیدنی؛ و این نور خداوندی بوده که به آنها زیور آشکارشدن را بخشیده. تاریکی را نیز آفریده تا ارزش روشنایی آشکار شود.
ـ ماده را که آفرید، ‹پاد› آن را نیز آفرید تا به هنگامة نیاز یکدیگر را ناکارامد سازند و از چیرگی ماده بر کیهان پیشگیری شود.
ـ ماده و انرژی را نسبت به یکدیگر دگرگونپذیر ساخته تا روند کار آفرینش بسامان شود.
ـ چهار نیرو را بر کیهان چیرگی داده تا کار آن را سازمند کنند و از آشفتگی در آن جلوگیرشوند.
ـ همة آفرینش رو به سوی او دارد و اوست نگاهبان و نگاهدار آفریدگان.
ـ هرآنچه را که از آفرینش او به چشم ما میآید، گنجینهاش نزد اوست و تنها به اندازة توان خود نسبت به آفریدگانش آگاهی داریم.
ـ هر چیزی را که آفریده اندازة آن را نیز نگاهداشته تا به ما بفهماند از اندازه هیچ چیز درنگذریم و قدر هر چیزی را بدانیم.
ـ در دستگاه آفرینش خداوندی همه چیز استوار و پابرجا آفریده شده، و کجی و کجروی در آن راه ندارد. آفرینش هرچیزی را نیز نیکوگردانید.
ـ آمار همه آفریدگان را در کتاب خویش دارد و هیچ چیز از چشم بسیار بینای او دور نمیماند.
ـ همة آفریدگان چه زنده و چه بیجان، به آفرینش او آگاهی دارند و تسبیحگوی اویند. این آگاهی و نیز بیان این آگاهی را نیز خود او در نهاد آفریدگان نهاده است.
ـ او سرچشمة هستی است و همه آفریدگان به او پیوندخوردهاند. از همین روی به همه چیز آگاه، و بر هر چیز تواناست.