ولایت اهل بیت یعنی چه؟
احمد شمّاع زاده
گفت و گوی دو دوست صمیمی:
- راستی تو چرا اینقدر به پنج تن اهمّیّت میدی، به طوری که حتّا هر چی که میخوای با شمارش بخوری، اگر پنج تا بخوای بخوری به نام پنج تن، و اگر سه تا بخوای بخوری، به نام الله، محمد، علی میخوری؟
- برای اینکه اونها رو دوست دارم. ولایت یعنی همین. تعبیرهای دیگه ای که از ولایت کرده اند، همه باطل اند؛ این را هم مادرم به من یاد داده. مادر، از بچگی به من و خواهرم یاد داد تا هر کاری که میخواهیم انجام بدیم به نام خدا، و هر چی که با شمارش میخواهیم بخوریم همینطوری که گفتی.
- پس به همین دلیل لابد از اونها هم توقع داری که به درخواستهات جواب مثبت بدند و خواسته هات رو برآورده کنند. درسته؟
- نه
- نه؟ چرا نه؟
- به این دلیل که:
اولاً از غیرخدا طلب چیزی کردن، شرک حساب میشه و خود خدا هم گفته ادعونی استجب لکم یعنی مرا بخوانید تا خواسته شما رو برآورده کنم!
دوم اینکه مگر وقتی که پنج تن یا امامان معصوم زنده بودند، کسی جرأت میکرد از اونها درخواستهایی داشته باشه که اکنون برخی شیعیان از مرده آنان دارند؟
- ولی شیعیان معتقدند که امامان زندهاند.
- دلیلی ندارند، در هیچ جا چنین چیزی نیامده، اگر آمده از قول کی آمده؟ از قول خود معصومین؟ اونها که اهل این گونه خودبزرگبینیها نیستند. بخصوص اینکه در قرآن هم که سند و دستور العمل مسلمانان است، چنین چیزی نیامده. از این گذشته به روایتها نباید عمل کرد؛ چون بسیاری از آنها قابل اعتماد و مستند نیستند. تازه شیعیان که به امامان بسنده نمیکنند، بخصوص شیعیان ایران که تنها یک امام در کشورشون دفن شده و بیشتر از امامزادگان درخواست برآورده شدن نیازمندیهای خود را دارند!
سوم اینکه من برای مادّیات زندگی نیست که اونها رو دوست دارم، بلکه به این دلیل دوست دارم که برگزیده و مقرّب درگاه خداوند هستند؛ تا به وسیله دوستی با آنها کردار خودم را به کردار آنها نزدیکتر کنم، و بدین ترتیب به خداوند نزدیکتر شوم! اصلاً شیعه علی، یعنی پیرو علی؛ و کسی که کردار خودش رو به کردار امام علی نزدیک نکنه، غلط میکنه بگه من شیعه علی هستم! شیعه علی باید دست کم یک نشانی از علی داشته باشه! ما که هنوز از این جماعت چیزی به عنوان شیعه علی ندیدهایم!
چهارم اینکه، من حتا از خدا هم چیز مادّی درخواست نمیکنم؛ چون میدانم خودش به قلب من و نیازهای من آگاهتره، و چون راضی به رضای او هستم، هرچی از نعمت که داده، و هرچی از نقمت که نداده، برایم کافیه. اگر هم یک چیز مادّی از خدا درخواست کنم برای اینه که آن چیز مادّی مرا به معنویات بیشتر نزدیک کنه و نه به مادّیّات و وابستگی به دنیا...
- اگر اینجوری باشه که تو میگی، پس اینهمه گنبد و بارگاه امامان و مقبره های امامزادگان برای چیه؟
اولاً بیشتر این امامزادگان و ساداتی که میگویند در آن گورها مدفون هستند، دروغین هستند؛ و برای خالی کردن جیب مردم درست شدهاند.
دوم اینکه همانطور که گفتم اونها زنده شان هم براورنده نیازها نبودند که مرده شان باشه.
سوم اینکه تنها امامزادگانی که شجره نامه درستی داشتهاند و معمولاً در ایران هستند، در دوره ای که مغضوب حکام اموی شدهاند، از عراق به ایران سفر کرده، زندگی کرده اند؛ و پس از مرگ همین جا دفن شدهاند. تازه از آنها نیز نباید درخواست چیزی کرد چون مردهاند و تنها باید از خدای زنده و حی و حاضر درخواست کنیم!
بنابراین، متولّیان اینگونه اماکن خواسته اند به تقلید از متولّیان دین مسیحیت، شریک جیب مردم عامّی خشک مقدّس شوند، و به مال و منالی برسند. البته متولّیان مسیحی بیشتر برای تبلیغ دین مسیح؛ ولی در شیعه، بیشتر برای پرشدن جیب متولّیان!
- یکی از نکتههایی که بیشتر مورد توجّه مردم قرار میگیره اینه که فلان امام یا امامزاده شفا داده. نظرت در این مورد چیه؟
- وجود یک بیمار در یک خانواده، ممکنه همه چیز آن خانواده را بر باد بده. بنابراین، هنگامی که شفا میگیرند تصور میکنند آن امام یا امامزاده بوده که شفا داده؛ در صوتی که تنها خداوند است که شفادهنده است. مگر در دعای جوشن کبیر و برخی دیگر دعاها نمیگوییم یا شافی یا وافی؟
پس یک مسلمان واقعی همه شفاها و همه کمکهایی که به او میشه را از خدا میدونه و نه از بندگان خدا. مگر حضرت عیسی بالاتر از این شفاها را نمیداد؟ حتّا کور را بینا میکرد؛ ولی خداوند هر یک از کارهای شگفت انگیز او را که یاد میکنه، پشت سرش میگه باذنی یعنی با اجازه من!
خداوند درباره او که پیامبر اولوالعزم بود، در قرآن میگه باذنی، چه برسد به امامزاده ای! که هیچ ذکری از آنان در قرآن نیامده است.
پس اینگونه تصورات، نه تنها بوی شرک میدهند که ناسپاسی نسبت به خداوندی است که انسان را از یک لخته خون بیارزش آفریده است:
مقتدرترین و مظلومترین: https://www.academia.edu/123586430
امامزادگانی که همچون قارچ می رویند: https://www.academia.edu/47273644
احمد شمّاع زاده