هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

کوزه های سفالین مولانا و خیام

کوزه های سفالین مولانا و خیام

از دوران قدیم، کوزه سفالی برای نگهداری آب در مناطق گرمسیری به کار گرفته می‌شده که هنوز ادامه دارد. این روش بهترین راه برای نگهداری طولانی مدت و حفظ کیفیت و تازگی آب است. افزون بر این موارد، به دلایل زیر این روش همواره در بسیاری مناطق گرم دنیا مورد بهره‌برداری

قرار گرفته است:

۱_ خنک‌کننده طبیعی آب: سفال، به صورت طبیعی حرارت را جذب می‌کند. وقتی آب درون کوزه قرار می‌گیرد، سفال حرارت و گرمای آب را جذب کرده و آن را خنک می‌کند. این باعث می‌شود که آب در طول زمان خنک بماند و مصرف کننده بتواند از آن آب خنک بنوشد.

۲_ خاصیت تصفیه‌کننده آب: سفال، خاصیت جذب آلودگی‌های معدنی و آلی را دارد. یعنی وقتی آب در کوزه قرار می‌گیرد، سفال ذرات ناخالصی موجود در آب را جذب می‌کند؛ و باعث تصفیه آب می‌شود. بنابراین، آب موجود در کوزه‌های سفالی معمولاً تمیزتر و خالص‌تر است.

۳_ جلوگیری از رشد میکروارگانیسم‌ها: سطح داخلی سفال صاف است و این خاصیت باعث می‌شود که میکروارگانیسم‌ها نتوانند درون کوزه رشد کنند. یعنی آب درون کوزه‌های سفالی به مدت طولانی‌تری تمیز و بدون تغییر طعم و بو باقی می‌ماند.

کوزه سفالی که خام است آب پس می‌دهد؛ به طوری که بدنه خارجی کوزه‌ای که درون آن آب ریخته شده، خیس است؛ زیرا کوزه بدنه‌ متخلخلی دارد و آب از داخل آن به بیرون ترواش می‌کند. این یک خاصیت طبیعی کوزه است. نقل با اختصار و ویرایش، از: (https://shahrsofal.com)

آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست
وان کس که مرا گفت نکو، خود نیکوست
حال متکلّم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست

خیّام نیشابوری

کوزه ای کو از یخابه پر بود چون عرق بر ظاهرش پیدا شود

آن ز سردیّ هوا آبی شدست از درون کوزه نم بیرون نجست

مولانا، دفتر چهارم ص 593


دلیل نگارش این مقاله:

چند شب پیش، همچون برخی شبها برای آرامش پیش از خواب و برگرفتن بهره ای، سری به مثنوی زدم؛ که با دو بیت بالا در داستان بایزید بسطامی مواجه شدم.

تصور نگارنده همواره بر این بوده و هست که آب از درون کوزه و بویژه شیشه به بیرون تراوش نمی‌کند؛ بلکه این مولکولهای معلّق آب، در هوای گرم است که به هرجای سردی برسند، خود را به آن میچسبانند؛ و به صورت آب ظاهر می‌شوند؛ چنانکه دلیل ریزش باران نیز همین است.

تا اینجای کار نظر مولانا نظر مرا تأیید می‌کند؛ ولی نظر مولانا با نظر خیام در تضاد کامل است؛ هرچند نظر خیام در میان مردم رایج است؛ و مثلاً برای اینکه بگویند فلانی در چه خانواده‌ای بزرگ شده، این مصرع را بیان می‌کنند: از کوزه همان برون تراود که دروست.


ولی چیزی که مسأله را بغرنج می‌کند، این نظر مولاناست که می‌گوید عرق روی کوزه از سردی هواست؛ در حالی که از گرمی هواست؛ مگر اینکه بگوییم نظر مولانا از سردیّ، یعنی سرد شدن هوا در تماس با کوزه است؛ که کمی بغرنج به نظر می‌رسد. در غیر این صورت، نباید از دستکاری و تغییر برخی واژگان توسط مصحّحان دیوان شاعران غافل شد؛ چنانکه نباید از دخل و تصرف مفسّران قرآن در آیات خداوند غفلت کنیم.

نظر نهایی نگارنده که آشتی دهنده نظرهای این دو بزرگوار است، این است که عرق نشسته بر کوزه سفالین، بخشی از خود کوزه است؛ و بخشی نتیجه سردشدن بخار موجود در هوا در تماس با کوزه است؛ و بیشتر عرق نشسته بر کوزه های مناطق گرم و مرطوب، از هوای بیرون است. چنانکه جنوبیها در تابستان که به قول خودشان هوا شرجی است، لباسشان و گاهی خود و لباسشان سرتاپا خیس می‌شود. یعنی هوا آنقدر گرم است که بیش از حرارت بدن انسان (37 درجه) است؛ و در چنین شرایطی بدن، مانند کوزه عمل می‌کند؛ و مولکولهای آب موجود در هوا به صورت عرق بر بدن انسان می‌نشینند؛ هرچند بدن هم به دلیل گرمای هوا کمی عرق می‌کند.

فروردین 1404

احمد شمّاع زاده


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد