ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
لبخند همراه با حکمت! (1)
پیامبر اکرم: ادخال السّرور فی قلب المؤمن، عبادة
شادی آفرینی در دل شخص باایمان، عبادت است.
این جوکها را در سال 1393 از دو وبلاگ برگرفته، و در بایگانی ام نگهداشته بودم.
اکنون پس از هفت سال آنها را برای نشر آماده و ویرایش کرده ام.
هدف از انتشار آنها، از سویی نشاندن لبخندی بر گوشه لب هموطنی است که این روزها به آن نیازمندیم؛ از بس که تجربه غمها را داریم (کشتن جوانان کشور)، و از سوی دیگر برگرفتن درسی از زندگی برای جوانان امروز، و ماندگاری برای آیندگان است تا با گوشهای از اوضاع اجتماعی- سیاسی پدرانشان آگاه شوند؛ بلکه درسی هم برای آنها در بر داشته باشد.
خرداد 1400- احمد شمّاع زاده
با کلی ذوق و شوق رفتم خونه، میگم پدر جان استادمون گفت بین همه کلاسها، من بالاترین نمره رو گرفته ام! میگه: ببین دیگه بقیه چقدر خنگن!!
به مامانم میگم میخوام یه خونه جدا بگیرم و مستقل بشم؛ میگه برو... برو مستقل شو... برو ایدز بگیر...!!
پدر به دختر: دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟
دختر: دارم ماهو میبینم بابایی!
پدر: پس بیزحمت به ماهت بگو خبر مرگش اون ماشینشو خاموش کنه، صداش نمیذاره بخوابیم!!
عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه میبیند. مارک تواین
مردی داشت در خیابان قدم میزد که ناگهان صدایی از پشت سرش گفت:
اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته میشی. مرد ایستاد و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلو پاش. مرد نفس راحتی کشید و با تعجّب دوروبرش را نگاه کرد اما کسی را ندید. به راهش ادامه داد... به محض اینکه میخواست از خیابان رد بشه، باز همان صدا گفت: بایست مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد. بازهم نجات پیدا کرده بود. مرد پرسید تو کی هستی؟ و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم. مرد فکری کرد و گفت:
اون موقعی که من داشتم ازدواج میکردم کدوم گوری بودی!!؟
ژاپنیه (به جای ترکه و لره و...!!) میره مغازه یخ بخره میگه چنده؟ یارو میگه دو تومن میبینه پول نداره. دست میذاره رو یخه میگه: از این یختر نداری؟
رضا شاه به زور میخواست چادر رو از سر زنها برداره؛ هیچ زنی زیر بار نرفت.
حالا میخوان به زور چادر سر زنها بکنن؛ بازم کسی زیر بار نمیره!
یعنی لجبازتر از زنها تو کهکشان پیدا نمیشه…
میگن هر نخ سیگار سه دقیقه از عمر آدم کم میکنه! همچنین ثابت شده اگه از چیزی لذت ببری پنج دقیقه به عمر آدم اضافه میشه!
نتیجه منطقی: سیگارکشیدن با لذت، دو دقیقه به ازای هر نخ سیگار به عمرتون اضافه میکنه!!
وقتی استاد فلسفه غضنفر باشه موضوع بحث فلسفی اینه :
چرا تخم مرغ فحش نیست ولی تخم سگ فحشه؟!
این روزا دختروپسرا از عشق و دوستی هیچ سودی نمیبرند. اونایی که سود میبرند:
رستورانها، کافی شاپها، ایرانسل، و همراه اول هستند!!
دختره تا دیروز که خونه باباش بود از شیلنگ حیاط آب میخورد؛ الان که ازدواج کرده میگه آب معدنی دماوند استاندارد ندارین؟
پارسال، سال همّت مضاعف بود؛ همش تعطیل بود. امسالم که سال جهاد اقتصادی بود همش اختلاس بود. اسم یه سال رو هم عفت و حجاب بذارن یه کم حال کنیم...!
تا حالا دقت کردین وقتی دعواتون با یکی تموم میشه تازه جواب های بهتری به ذهنتون میرسه؟!
پیرمردی
مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمیتونسته
بشنوه بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی
خوب میشه دو سه هفته میگذره و میره پیش
دکترش که بگه گوشش حالا میشنوه دکتر خیلی
خوشحال میشه و میگه خانواده شما هم باید
ظاهراً خیلی خوشحال باشن که شنوایی تونو
به دست آوردید.
پیرمرد
میگه نه من هنوز بهشون چیزی نگفتم هر شب
میشینم و به حرف هاشون گوش میکنم.
فقط
تنها اتفاقی که افتاده اینه که توی این
مدت تا حالا چند بار وصیتنامه ام رو عوض
کردم.
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺸﻪ ﻭﯾﺰ ﻭﯾﺰ ﮐﻨﻪ، ﺑﯽﺻﺪﺍ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﮐﺎﺭﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ و ﻣﯿﺮﻓﺖ؛ ﺑﻌﺪ ﻣﺜﻼً ﺳﻮﺳک ﻭﯾﺰ ﻭﯾز ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﮐﺠﺎﺱ ﺑﮑﺸﯿﻤﺶ؟ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ!!
اگه من لیلی باشم تو مجنون، من شیرین باشم تو فرهاد، من نرگس باشم تو سام، من حوا بشم تو عمراً آدم بشی!!؟
یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!! بعد از نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!!
تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود. تا صدارو شنید، هفت جد یارو رو نفرین کرد؛ دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی! پیرزنه گفت:
قربون قد و بالات مادر مواظب خودت باش!
یه زمان دوست دختر داشتیم وقتی میرفت بیرون نگران بودیم کسی دنبالش نیفته .اما الان وقتی تو خونس نگرانیم که کسی تو فیسبوک مخشو نزنه.
وقتی همسرت منطقی ازت میپرسه نظرت در مورد قیافه فلان دختره چیه؟ تو نباید منطقی نظر بدی! وگرنه...
الان دخترا از پسرا تو سفره خونهها بیشترن! تازه وقت آرایشگاه هم دارن؛ بعدشم قلیون واسه پوستشون ضرر داره! اینجوری باشه فکر کنم پسرا میرن کلاس گلدوزی و سفرهآرایی دیگه!!
چرا درِ یخچالو شیشهای نمیسازن تا قبل از باز کردن بفهمیم چی توش هست؟ پس این دانشمندا چه کار میکنن؟
داروخانه چی هم میدونه در این روزگار زخمهامون زیاده که بقیه پولمون رو چسب زخم میده!
دقت کردین تو فیلمای ایرانی همیشه آدم بده بیلیارد بازی میکنه؟!!
دیوار موسسه بیمه رو تازه رنگ کرده بودن. کنارش نوشتن «لطفا روی دیوار چیزی ننویسید»! یکی اومده با اسپری روش نوشته :چشم داداش شما جون بخواه!
خرسا خوب حال میکنن. شش ماه میخوابن شش ماهم میرن ماهیگیری کلاً تو عشق و حالن!!
دقت کردین تو فیلمهای ترسناک طرف میخواد فرار کنه هیچوقت ماشینش روشن نمیشه؟
دقت کردین همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده؟
دلم واسه نسلهای بعد میسوزه… با یه مشت پدربزرگ ابرو برداشته چیکار میکنن…
دقت کردین مهمون غریبه که میاد آدم کارکردنش گل میکنه و هی میره تو آشپزخونه دنبال کار؟!
دقت کردین که همه بدبختیامون مال خودمونه، به شادیها که میرسه میگن بیایید شادیهامون رو قسمت کنیم!
دقت کردین وقتی چیزی رو نمیخواین همه ش جلو چشمتونه اما وقتی که باهاش کار دارین هی باید دنبالش بگردین!!
دقت کردین ببینین چهره کسانی که توی صف دستشویی عمومی هستن چقدر جدّیه؟!!
وقتیکه بیکاری، بیحوصلهای، تنهایی، هیچکی اس.م.اس نمیده؛ اما وقتی که سرت شلوغه، تصادف کردی، پشت فرمونی، تو حمومی، داری خرید میکنی، هی اس. ام. اس واست میاد!!
مناجات یک آذری با خدا:
خدایا مارا به خاطر یک سیب از بهشت انداختی رو زمین. به خاطر آب انگور میندازیمون تو جهنم!! تو با میوه ها هم موشکیل داری؟!!