هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

نگاهی گذرا به تاریخ کاتولیسیزم

نگاهی گذرا به تاریخ کاتولیسیزم


1990 سال پیش که حضرت مسیح علیه السّلام سر بر زمین نهاد، و با تکلم خویش در گهواره، گاهواره تاریخ را تکان داد، کسی تصورنمی کرد که آوازه او جهانگیر شود به گونه‌ای که میلیاردها انسان را شیفته خود سازد!


از 1930 سال پیش که حواریون او شربت شهادت نوشیدند و از آن پس تا مدتهای مدیدی که پیروان صدیق او در زیر زمینها به تشکیل هسته های مقاومت و تبلیغ مخفیانه دست میزدند و جان بر سر این عشقبازی میباختند، کسی چنین تصوری را به مخیّله اش راه نمیداد که روزی فرا خواهد رسید که عشق تبدیل به نجات شود و نجات با پول معامله گردد آنهم چه معامله سخیفی!!


و هنگامی که امپراتوران و جبّاران تاریخ، مسیحیان مؤمن و پاکباز را از آتش میگذرانیدند، کسی به فکرش خطور نمیکرد که روزی مدعیان همین مکتب، آنهم با نام مسیح، دانشمندانی همچون جوردانو برونو را بسوزانند و معتقدین به مسیح که همواره تحت تعقیب و تفتیش بودند، نمیدانستند که روزی اخلافشان عقاید را به تفتیش خواهند کشانید و مصلوب خواهندکرد!!


پس از این دورانها بود که به قول ابن خلدون، عصبیت مؤثر واقع شد، و پی ریز تمدنی نو شد؛ ولی نه از گونه تمدنهای کهن همچون چین و هند و ایران و مصر بلکه متعصبین کلیسا که هدفشان تنها رواج مسیحیت بود، با دل و جان به هرگوشه و کناری رفتند؛ و خود را به آب و آتش زدند؛ و رهاورد مسیح را در دل دورترین قبایل قاره های آفریقا و آمریکا و استرالیا و اقیانوسیه کاشتند.

برای رسیدن به هدف خویش از همکاری با استعمارگران و استثمارکنندگان باز نایستادند و همراه با آنان وارد سرزمینهای بکر و دست نخورده فرهنگی شدند و به نیّت تبلیغ دین مسیح، به تغییر فرهنگ و باورهای بومیان آمریکا پرداختند و بدین ترتیب مبشرین مسیحی در همه عالم خوان نعمت مسیحیت را بر توده های بومی گسترانیدند.


از سویی دیگر، گسیل همین مأموران تنصیری بود که با آگاهی و هشیاری و آموزشهای لازم، در کوچه پس کوچه های شهر و دیارهای کشورهایی فرهنگ از یاد رفته همچون ایران، پرسه می‌زدند؛ و به دنبال شیئی فرهنگی، رساله ای، کتابی، سندی، عتیقه ای، و... می گشتند؛ که گشتند و یافتند و بردند؛ و با این آثار تمدنی به غنیمت رفته، موزه ها و کتابخانه ها و دانشگاهها برپاکردند؛ و با استفاده از آنها، تمدن خویش را بنا نهادند؛ و اگر نمی کردند، چه میشد؟ آیا این همه اسناد و کتابها و عتیقه جات، نابود نمی شد؟ و از میان نمی رفت؟!!


حقا که آگاهی نعمتی است بس گرانمایه که هرگز چیزی جای گزین آن نتوان کرد!


ژوئن 1990، رم- واتیکان

احمد شمّاع زاده