ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
نوشته جالب و شیرین ‹یک جلوش تا بینهایت صفر› را که از نگارشهای دکتر علی شریعتی است پیش از انقلاب خواندهبودم. ولی نمیدانم این معنی که اکنون به ذهنم رسیده، در آن قصه زیبا پرورانده شدهبود یا موضوع به گونهای دیگر بود:
همه آفریدگان صفرند؛ و تنها آفریدگار است که ‹یک› است. یعنی همه هیچ اند؛ و هنگامی که در پناه و حمایت آفریدگار قرار بگیرند، معنی دار میشوند. همانگونه که در گامی در خودشناسی نیز آوردهام، ‹عالم همه قصّه است؛ و تنها اوست که قصّهگوست›. البته منظور این نیست که عالم واقعیت ندارد؛ بلکه مراد آن است که آفریننده این قصّه و آدمهای آن، خداوند است و خداوند همچون سناریونویس و کارگردانی است که همراه با کارگزارانش که فرشتگان یا عوامل فیلم باشند، فیلم کیهان و انسان را به اجرا درآورده اند.
آری خدا ‹یک› است، واحد است؛ یعنی یک است و شریکی ندارد؛ و نیز احد است؛ یعنی یگانه است و نظیری ندارد. خلاصه آنکه یکییکدانه است. همه عددها از او نشأت میگیرند، تا نه، و همه رقمها از او معنیدار میشوند، تا بینهایت.
گامی در خودشناسی و قصّه هستی: https://www.academia.edu/12078728
نگارش: تابستان 1361
ویرایش: فروردین 1404
احمد شمّاع زاده