هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

چگونگی رابطه آفریدگار با آفریدگان

چگونگی رابطه آفریدگار با آفریدگان


احمد شمّاع زاده


رابطه آفریدگار با آفریدگانش، یا الله (خداوند) با ما سوی الله (آنچه که غیرخداست)، به دو گونه است؛ یا رابطه‌ای کیهانی (گرانشی)، و یا رابطه‌ای شخصی (انرژتیک) است، به شرح زیر:


یک- رابطه کیهانی از راه نیروی گرانش

- در جهان پیدا یا عالم شهود، ماههای سیاره ها، زیر گرانش سیاره ها، سیاره ها زیرا گرانش خورشیدها، خورشیدها یا ستارگان زیر گرانش کهکشانها، کهکشانها زیر گرانش خوشه های کهکشانی، خوشه های کهکشانی زیر گرانش ابرخوشه های کهکشانی، و ابر خوشه های کهکشانی زیر گرانش جهان نورونیرو یا عالم ملکوت یا جهان فرشتگان قرار گرفته اند.


بنابراین:

- جهان پیدا زیر سلطه گرانش جهان نورونیرو، یعنی ماده تاریک است.

- جهان نورونیرو زیر سلطه گرانش انرژی تاریک یا کانون حلزون کیهانی یا عرش است.

- کانون حلزون کیهانی به منبعی ‌لایزال گره‌خورده‌، و قبضه آن در دست توانای خداوند است (والسموات مطویات بیمینه- زمر 67)


- پس ابرگرانش خود خداوند است و اگر او این پیوند را بگسلاند، تعادل گرانش در کیهان به‌هم‌خورده، و کیهان در «تنهایی بزرگ» (Big Loneliness) به «سراشیبی‌بزرگ» (Big Tip) در خواهد غلتید.

عرفا نیز گفته‌آند: اگر آنی آن شعاع وجود که موجودات را با آن شعاع، با آن اراده و با آن تجلی «نمود» داده برداشته شود، تمام موجودات از حالت وجودی شان خارج می‌شوند و به حالت آغازینشان بازمی‌گردند.


دو- رابطه انرژتیک یا شخصی

میتوان گفت رابطه انرژتیک، رابطه‌ای است که از راه تبادل انرژی برقرار میشود؛ و تنها به جهانهای نورونیرو و آفریدگان اندیشمند مانند انسان مربوط میشود. از آن روی که خداوند در قلب همه آنانی که به او ایمان دارند هست؛ میتوان این رابطه را، رابطه ای شخصی خواند.

به همین دلیل گفته اند راههای رسیدن به خداوند به اندازه ستارگان است. یعنی هرکس به اندازه فهم و درک و دریافت قلبی اش خدایی دارد و هر روزه، هر ساعته، و یا هر لحظه با او در ارتباط است. نمونه‌ای از این‌گونه ارتباط، موضوع داستان موسی و شبان مولاناست.

از سوی دیگر خداوند به آنانکه او را در قلب خود احساس نمیکنند یادآوری کرده است که مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را (ادعونی استجب لکم) و اینکه من از رگ گردن به شما نزدیکترم (انا اقرب الیکم من حبل الورید). دقت در هر یک از این آیات قرآنی به ما نشان میدهد که او دعوت کننده است و برقرارکننده رابطه، در حالی که باید عکس این باشد.

امام علی بن الحسین در دعای سحر ماه مبارک رمضان با خداوند این‌گونه سخن میگوید(ترجمه فرازی از دعا): ستایش خداوندی را سزد که هرگاه از او بخواهم، به من عطا کند، هرچند هنگامی که او از من وام بخواهد، من بخل میورزم. (اشاره به آیه ان تقرض الله قرضاً حسناً... که مربوط به نیکوکاری نسبت به بندگان خداست.) ستایش خداوندی را سزد که هر چند بار که بخواهم او را میخوانم و او را به خلوت خود دعوت میکنم تا راز خود را با او در میان گذارم، بی‌آنکه واسطه ای در میان ما باشد، و او میپذیرد و خواسته ام را برآورده میسازد.


یسأله من فی السموات والارض کل یوم هو فی شأن (الرحمن: 29)

خداوند در عین حالی که همه جا هست، در هیچ جای خاص و ویژه ای هم نیست! (فاینما تولّوا فثمّ وجه الله - بقره: 115) یعنی خداوند لامکان و لازمان و ثابت و لایتغیر است. همیشه بوده و هست و خواهد بود، زیرا که زمان و مکان آفریده خداوندند و زمان بر خداوند نمیگذرد. تنها آفریدگان خداوندند که در تغییر و تبدیل و تبادل هستند، زیرا که زمان بر آن‌ها میگذرد.

ممکن است این پرسش پیش آید که اگر خداوند ثابت و لایتغیر است پس چرا خود میگوید کل یوم هو فی شأن؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت، پیش از این بخش از آیه میفرماید یسأله من فی السموات والارض. یعنی خداوند جهانیان، به نسبت درخواستی که بندگان و فرشتگانش نه تنها در زمین، بلکه در کل کیهان از او دارند، و درخواست بندگان و فرشتگانش را اجابت، و رابطه‌ای که با آنان برقرار میکند، در شأن و منزلت و جایگاهی قرار میگیرد. پس این شأن و منزلت، ربطی به جایگاه و منزلت فیزیکی ندارد بلکه تنها شأن و منزلتی معنوی است.

تیرماه نودوهفت: احمد شمّاع زاده

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد