هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

هستی شناسی در مکتب قرآن

قرآن دفتر هستی نظری است که به هستی واقعی میپردازد. هدف آن است تا بدانیم در این دفتر چه خوراکهایی برای ذهن ما تهیه شده که تاکنون از آن غافل بواه ایم.

بازشناسی زندگی زندگان

بازشناسی زندگی زندگان

احمد شماع زاده

هستی دو بخش دارد: آفریدگار و آفریدگان (واجب الوجود و ممکن الوجود)

بازشناسی آفریدگار، دانش خداشناسی را شکل میدهد؛ که ربطی به این مجمل ندارد. در این گفتار، هدف آن است که آفریدگان را، با آشنایی با ذات، ماهیت، قدر و منزلت هر یک از آنها، و برابرگذاری آنها با یکدیگر برای شناخت بهترشان و داوری عادلانه میانشان، دستکم به این دلیل که کمتر بحثی پیرامون آنها صورت گرفته، و یا اگر هم صورت گرفته، تاریخی شده، و کمتر کسی به آن توجه دارد؛ مورد بررسی و بازشناسی قرارگیرد؛ زیرا که دانستن آن برای فهم درست بسیاری از موضوعهایی که در خانواده و جامعه با آن رو به رو هستیم، بسیار مهم، کارساز، و سازنده است؛ و در بسیاری موارد به کار ما میآید.

آفریدگان به دو دسته کلی تقسیم میشوند. آفریدگان بیجان و آفریدگان جاندار

آفریدگان بیجان که مایه اولیه آفرینش، و مایه تداوم زندگی زندگان هستند، تا آنجا که دانش انسانی بدان دست یافته‌، به چهار دسته تقسیم میشوند که عبارتند از:

ـ پرتوهای گوناگون مانند گاما، ایکس، فرابنفش، نور معمولی، فروسرخ.

ـ انرژی که به ماده تبدیل می‌گردد.

ـ ماده که به انرژی تبدیل می‌گردد.

ـ پادماده که به شکل‌های دیگر درمی‌آید.


آفریدگان جاندار، به ترتیب توالی آفرینش، به پنج دسته تقسیم میشوند:

فرشته، که از نور آفریده شده، ولی جنس کنونی اش پادمادّه است، و به همین دلیل برای انجام مأموریتهای مختلف، میتواند به شکلهای دیگری دراید. (در این زمینه پادماده کیهانی در قرآن را ببینید.)

گیاه، که از خاک آفریده شده، و موجودی مادی است.

حیوان، از خاک آفریده شده، و موجودی مادّی است.

جن، که از انرژی آفریده شده، و موجودی مادی است؛ ولی به آن دلیل که از انرژی آفریده شده، توانا بر بسیاری از امور مادی است که انسان عادی از آنها ناتوان است.

انسان، از خاک آفریده شده، و موجودی مادی است همراه با روحی الهی؛ که او را از جن متمایز و از نظر معنوی برتر میسازد.


ویژگیهای ذاتی و ماهوی هر یک از آنها:

برای فهم موضوعهای پیچیده و بویژه تطبیق آنها با یکدیگر، ناگزیریم همچون قرآن کریم، از تمثیل بهره برداری کنیم.

فرشته، همچون کامپوتر

فرشتگان همچون کامپیوتر عمل میکنند؛ آنجا که پس از آزمون انسان و سربلند برامدن انسان از آزمون الهی با نامگذاری و نمادسازی، و ردشدن فرشتگان در آزمون، به خداوند گفتند:

لا علم لنا الا ما علمتنا(ما از خود دانشی نداریم مگر آنچه که به ما آموخته ای).

یعنی ما از خود اختیاری نداریم و جز در محدوده ای که برای ما برنامه‌ریزی کرده ای چیزی فراتر نمیدانیم و نمیتوانیم فراتر از آن، عمل یا اندیشه کنیم. زبان حالشان این بود که: نامگذاری، یا سمبل سازی گونه ای از آفرینش است که ما توانا بر این مهم نیستیم.

بدین ترتیب، آنان همچون یک کامپیوتر عمل میکنند و هرانچه را که برای آن‌ها برنامه‌ریزی شده، بی کم و کاست اجرا می‌کنند. وظیفه اصلی شان پاسداری و نگهداشت کیهان است؛ و امور مربوط به تحول و ارتباط میان اجزاء کیهان را نیز بر عهده دارند.

در این زمینه مقاله زیر را ببینید:

کیهان؛ کامپیوتری کلان و فراگیر: https://www.academia.edu/37399934


گیاه، همچون کارخانه ای مادی و بسیار مفید، و پاسبان طبیعت

گیاهان که هرچند به مانند دیگرجانداران نیستند، ولی پس از آفریدگان بیجان، که محمل و بستر زندگی زندگان اند، منبع تغذیه دیگر زندگان، و بویژه زندگان باشعورند؛ و بی وجود این منبع تغذیه، هیچ موجود مادّی پایدار نمیماند.

حیوان، همچون کارخانه ای مادی و مفید، و تداوم بخش طبیعت جاندار

حیوانها که از شعوری محدود برخوردارند، کارکردشان تداوم چرخه زندگی و پاسداری از زندگی دیگرزندگان و بویژه زندگان با شعور است.

چرا گیاهان و حیوانات را به کارخانه تشبیه کردیم؟

گفتیم که فرشتگان کانال هستند یعنی در ورودی خود نمیتوانند تغییری ایجادکنند و خروجی داشته باشند. آنان کارگزارانی هستند در رفت و آمد میان بخشهای کیهان بی آنکه بتوانند از خود در کیهان تغییری ایجاد کنند؛ ولی گیاهان و جانوران ورودی و خروجی شان یکسان نیست؛ بلکه به مانند یک کارخانه عمل میکنند. گیاهان مواد خام لازم را از زمین میگیرند (ورودی) و با تغییراتی، در عالیترین مرحله، درخت سرسبزی را تحویل دیگرزندگان میدهند. حیوانات نیز ورودی و خروجی دارند و مانند کارخانه عمل میکنند.

در قضایای مورد مناقشه موسی و فرعون، حضرت موسی به فرعون میگوید: "ربّی الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی". ثم هدی یعنی چه؟ یعنی اینکه خداوند آفریدگان خود را رها نکرده است؛ بلکه با هدایت تکوینی، تداوم چرخه زندگی را به آنان آموخته است. مثلا تمام حیوانات تولید مثل میکنند و به فرزند خود عشق میورزند و از غذای خود میکاهند و به آنان میدهند تا بزرگ شوند و بتوانند روی پای خود بایستند و غذای خود را خود تهیه کنند.

در جهان ذرات، جمادات و گیاهان، هدایت و تداوم زندگی به صورت تمایل جفتها نسبت به یکدیگر برنامه‌ریزی شده است؛ و به همین دلیل خداوند همه را جفت آفریده است.

جن و انس، هر یک دو کارخانه مادی و معنوی در درون خود دارند

جنها و انسانها نیز همچون کارخانه عمل میکنند؛ ولی تفاوتشان با دو کارخانه پیشین آن است که تولیداتشان مانند گیاهان و حیوانات، تنها مادی نیست؛ بلکه هر یک، دو کارخانه در وجود خود دارند؛ که یکی خروجی اش همچون حیوانات، مادی است؛ و دیگری خروجی اش ویژه خود آنها، و معنوی است.

کارهایی که انسانها و جنها همانند یک حیوان کم شعور انجام میدهد، نتیجه کارکرد کارخانه مادی آنهاست؛ و اگر در همان حد درجابزنند، و تولید دیگری نداشته باشند، تنها به حیات حیوانی خود ادامه داده و شایسته عنوان و مقام انسانیت انسانی باشعور را ندارند؛ ولی اگر تولیدی معنوی نیز داشته باشند، در آن صورت می‌توان به آنها عنوان انسان را داد.

و اما اگر تولیدی زیانبار برای خود و جامعه داشته باشند، آنگاه از حیوانهای کم شعور نیز کمتر، و شایسته تنبیه و مجازات اند!

در این زمینه، این مقاله را ببینید:

عقل، فهم، شعور، احساس: https://www.academia.edu/44268384

کارکرد کارخانه تولید معنوی چگونه است؟

اگر موجودی باشعور، فن، هنر، یا دانشی را کسب کند (ورودی) و آن را به گونه ای به کارگیرد که تولیدی معنوی (همچون تربیت فرزندان، نوشه ای مفید، و اثری هنری و سازنده) را ایجاد کند (خروجی)، به وظیفه ای که خداوند در فطرت او نهادینه کرده است، عمل کرده و از زندگی در حد خود، درست بهره برداری کرده است.

فطرت چیست؟

فطرت الله التی فطر الناس علیها(روم، آیه سی ام)

فطرت آن دسته از سنن الهی است که در نهاد جن و انس سرشته و نهادینه شده است.

چرا انس و جن؟

ممکن است بسیاری تصور کنند که فطرت خاص انسان است و جن موجودی موهوم و یا دستکم با کمترین شباهت به انسان است. ولی از آیه بر میآید که فطرت الهی فطرتی است که هر دو گرانمایه (ثقلین من عباده یا جن و انس) را در بر میگیرد.

سنن الهی چیست؟

سنن الهی یعنی قوانینی که در طبیعت و جامعه تنظیم و تعبیه شده است. مانند عمل و عکس العمل. تمام قوانین علت و معلولی موجود در طبیعت و جامعه، سنتهای الهی هستند.

اگر صدایی در تاقنمایی بپیچد، باز می‌گردد. اگر حیوانی از جایی بپرد، ولی حسابش درست نبوده باشد، سقوط می‌کند. اگر انسانی ستم بورزد، در نهایت به خود او بازمیگردد. اگر انسانی نیکی کند روزی اثر آن نیکی به وی بازمیگردد:

تو نیکی می‌کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز

سنن الهی همچون قوانین و مقررات اجتماعی هستند. اگر از چراغ قرمز رد شوی یا با رخدادی روبه روی مشوی، که بیواسطه زیان کرده ای؛ و یا چیزی رخ نمیدهد؛ ولی همه میدانند که خلافی را مرتکب شده ای، حتا خودت به این امر آگاهی. به همین ترتیب همه میدانند که خیانت بد است و امانتداری خوب است. نیکی خوب است و بدی بد است.

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟

اینها مثالهایی برای سنن الهی در طبیعت و جامعه بودند. چنین قوانینی در نهاد انسان نیز نهادینه شده است، که آن را فطرت خوانند. اگر انس و جن طبق فطرت درون خود عمل کنند، راه درست و خداپسندانه ای را پیموده اند؛ ولی چون آنان دارای اختیارند و میتوانند بر خلاف آنچه که در نهادشان نهفته است عمل کند، پس میتوانند از فطرت خود دور، و به قولی پست فطرت شوند. (که یکی از ناسزاهای قدیمیها بود.)

نگارش: بهمن 1394

ویرایش دوم: خرداد 1401

ویرایش سوم: بهمن 1401

احمد شمّاع زاده

بازشناسی زندگی زندگان

بازشناسی زندگی زندگان

احمد شماع زاده

هستی دو بخش دارد: آفریدگار و آفریدگان (واجب الوجود و ممکن الوجود)

بازشناسی آفریدگار، دانش خداشناسی را شکل میدهد؛ که ربطی به این مجمل ندارد. در این گفتار، هدف آن است که آفریدگان را، با آشنایی با ذات، ماهیت، قدر و منزلت هر یک از آنها، و برابرگذاری آنها با یکدیگر برای شناخت بهترشان و داوری عادلانه میانشان، دستکم به این دلیل که کمتر بحثی پیرامون آنها صورت گرفته، و یا اگر هم صورت گرفته، تاریخی شده، و کمتر کسی به آن توجه دارد؛ مورد بررسی و بازشناسی قرارگیرد؛ زیرا که دانستن آن برای فهم درست بسیاری از موضوعهایی که در خانواده و جامعه با آن رو به رو هستیم، بسیار مهم، کارساز، و سازنده است؛ و در بسیاری موارد به کار ما میآید.

آفریدگان به دو دسته کلی تقسیم میشوند. آفریدگان بیجان و آفریدگان جاندار

آفریدگان بیجان که مایه اولیه آفرینش، و مایه تداوم زندگی زندگان هستند، تا آنجا که دانش انسانی بدان دست یافته‌، به چهار دسته تقسیم میشوند که عبارتند از:

ـ پرتوهای گوناگون مانند گاما، ایکس، فرابنفش، نور معمولی، فروسرخ.

ـ انرژی که به ماده تبدیل می‌گردد.

ـ ماده که به انرژی تبدیل می‌گردد.

ـ پادماده که به شکل‌های دیگر درمی‌آید.


آفریدگان جاندار، به ترتیب توالی آفرینش، به پنج دسته تقسیم میشوند:

فرشته، که از نور آفریده شده، ولی جنس کنونی اش پادمادّه است، و به همین دلیل برای انجام مأموریتهای مختلف، میتواند به شکلهای دیگری دراید. (در این زمینه پادماده کیهانی در قرآن را ببینید.)

گیاه، که از خاک آفریده شده، و موجودی مادی است.

حیوان، از خاک آفریده شده، و موجودی مادّی است.

جن، که از انرژی آفریده شده، و موجودی مادی است؛ ولی به آن دلیل که از انرژی آفریده شده، توانا بر بسیاری از امور مادی است که انسان عادی از آنها ناتوان است.

انسان، از خاک آفریده شده، و موجودی مادی است همراه با روحی الهی؛ که او را از جن متمایز و از نظر معنوی برتر میسازد.


ویژگیهای ذاتی و ماهوی هر یک از آنها:

برای فهم موضوعهای پیچیده و بویژه تطبیق آنها با یکدیگر، ناگزیریم همچون قرآن کریم، از تمثیل بهره برداری کنیم.

فرشته، همچون کانال

فرشتگان همچون کانال عمل میکنند؛ آنجا که پس از آزمون انسان و سربلند برامدن انسان از آزمون الهی با نامگذاری و نمادسازی، و ردشدن فرشتگان در آزمون، به خداوند گفتند:

لا علم لنا الا ما علمتنا(ما از خود دانشی نداریم مگر آنچه که به ما آموخته ای).

یعنی ما از خود اختیاری نداریم و جز در محدوده ای که برای ما تعیین کرده ای چیزی فراتر نمیدانیم و نمیتوانیم که فراتر از آن عمل یا حتا اندیشه کنیم. زبان حالشان این بود که: نامگذاری، یا سمبل سازی گونه ای از آفرینش است که ما توانایی آن را نداریم.

بدین ترتیب، آنان همچون یک کانال عمل میکنند و هرانچه را که برایشان تعیین شده بی کم و کاست اجرا مکنند. خروجی شان همان ورودی شان است و در ورودی شان نمیتوانند دخل و تصرف کنند. وظیفه اصلی شان پاسبانی و نگهداشت کیهان است؛ و امور مربوط به تحول و ارتباط میان اجزاء کیهان را نیز بر عهده دارند.

گیاه، همچون کارخانه ای مادی و بسیار مفید، و پاسبان طبیعت

گیاهان که هرچند به مانند دیگرجانداران نیستند، ولی پس از آفریدگان بیجان، که محمل و بستر زندگی زندگان اند، منبع تغذیه دیگر زندگان، و بویژه زندگان باشعورند؛ و بی وجود این منبع تغذیه، هیچ موجود مادّی پایدار نمیماند.

حیوان، همچون کارخانه ای مادی و مفید، و تداوم بخش طبیعت جاندار

حیوانها که از شعوری محدود برخوردارند، کارکردشان تداوم چرخه زندگی و پاسداری از زندگی دیگرزندگان و بویژه زندگان با شعور است.

چرا گیاهان و حیوانات را به کارخانه تشبیه کردیم؟

گفتیم که فرشتگان کانال هستند یعنی در ورودی خود نمیتوانند تغییری ایجادکنند و خروجی داشته باشند. آنان کارگزارانی هستند در رفت و آمد میان بخشهای کیهان بی آنکه بتوانند از خود در کیهان تغییری ایجاد کنند؛ ولی گیاهان و جانوران ورودی و خروجی شان یکسان نیست؛ بلکه به مانند یک کارخانه عمل میکنند. گیاهان مواد خام لازم را از زمین میگیرند (ورودی) و با تغییراتی، در عالیترین مرحله، درخت سرسبزی را تحویل دیگرزندگان میدهند. حیوانات نیز ورودی و خروجی دارند و مانند کارخانه عمل میکنند.

در قضایای مورد مناقشه موسی و فرعون، حضرت موسی به فرعون میگوید: "ربّی الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی". ثم هدی یعنی چه؟ یعنی اینکه خداوند آفریدگان خود را رها نکرده است؛ بلکه با هدایت تکوینی، تداوم چرخه زندگی را به آنان آموخته است. مثلا تمام حیوانات تولید مثل میکنند و به فرزند خود عشق میورزند و از غذای خود میکاهند و به آنان میدهند تا بزرگ شوند و بتوانند روی پای خود بایستند و غذای خود را خود تهیه کنند.

در جهان ذرات، جمادات و گیاهان، هدایت و تداوم زندگی به صورت تمایل جفتها نسبت به یکدیگر برنامه‌ریزی شده است؛ و به همین دلیل خداوند همه را جفت آفریده است.

جن و انس، هر یک دو کارخانه مادی و معنوی در درون خود دارند

جنها و انسانها نیز همچون کارخانه عمل میکنند؛ ولی تفاوتشان با دو کارخانه پیشین آن است که تولیداتشان مانند گیاهان و حیوانات، تنها مادی نیست؛ بلکه دو کارخانه در وجود خود دارند؛ که یکی خروجی اش همچون حیوانات، مادی است؛ و دیگری خروجی اش ویژه خود آنها، و معنوی است.

کارهایی که انسانها و جنها همانند یک حیوان کم شعور انجام میدهد، نتیجه کارکرد کارخانه مادی آنهاست؛ و اگر در همان حد درجابزنند، و تولید دیگری نداشته باشند، تنها به حیات حیوانی خود ادامه داده و شایسته عنوان و مقام موجود باشعور بودن را ندارند؛ ولی اگر تولیدی معنوی داشته باشند، در آن صورت میتوان به آنها عنوان موجود باشعور داد.

و اما اگر تولیدی زیانبار برای خود و جامعه داشته باشند، آنگاه از حیوانهای کم شعور نیز کمتر، و شایسته تنبیه و مجازات اند!

کارکرد کارخانه تولید معنوی چگونه است؟

اگر موجودی باشعور، فن، هنر، یا دانشی را کسب کند(ورودی) و آن را به گونه ای به کارگیرد که تولیدی معنوی(همچون نوشه ای مفید، کاری دستی و اثری هنری) را ایجاد کند(خروجی)، به وظیفه ای که خداوند در فطرت او نهادینه کرده است، عمل کرده و از زندگی در حد خود، درست بهره برداری کرده است.

فطرت چیست؟

فطرت الله التی فطر الناس علیها(روم، آیه سی ام)

فطرت آن دسته از سنن الهی است که در نهاد جن و انس سرشته و نهادینه شده است.

چرا انس و جن؟

ممکن است بسیاری تصور کنند که فطرت خاص انسان است و جن موجودی موهوم و یا دستکم با کمترین شباهت به انسان است. ولی از آیه بر میآید که فطرت الهی فطرتی است که هر دو گرانمایه (ثقلین من عباده یا جن و انس) را در بر میگیرد.

سنن الهی چیست؟

سنن الهی یعنی قوانینی که در طبیعت و جامعه تنظیم و تعبیه شده است. مانند عمل و عکس العمل. تمام قوانین علت و معلولی موجود در طبیعت و جامعه، سنتهای الهی هستند.

اگر صدایی در تاقنمایی بپیچد، بازمیگردد. اگر حیوانی از جایی بپرد ولی حسابش درست نبوده باشد، سقوط میکند. اگر انسانی ستم بورزد، در نهایت به خود او بازمیگردد. اگر انسانی نیکی کند روزی اثر آن نیکی به وی بازمیگردد:

تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز

سنن الهی همچون قوانین و مقررات اجتماعی هستند. اگر از چراغ قرمز رد شوی یا با رخدادی روبه روی مشوی، که بیواسطه زیان کرده ای؛ و یا چیزی رخ نمیدهد؛ ولی همه میدانند که خلافی را مرتکب شده ای، حتا خودت به این امر آگاهی. به همین ترتیب همه میدانند که خیانت بد است و امانتداری خوب است. نیکی خوب است و بدی بد است.

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟

اینها مثالهایی برای سنن الهی در طبیعت و جامعه بودند. چنین قوانینی در نهاد انسان نیز نهادینه شده است، که آن را فطرت خوانند. اگر انس و جن طبق فطرت درون خود عمل کنند، راه درست و خداپسندانه ای را پیموده اند؛ ولی چون آنان دارای اختیارند و میتوانند بر خلاف آنچه که در نهادشان نهفته است عمل کند، پس میتوانند از فطرت خود دور، و به قولی پست فطرت شوند. (که یکی از ناسزاهای قدیمیها بود.)

نگارش: بهمن 1394

ویرایش دوم: خرداد 1401

احمد شمّاع زاده