مشکلات دانشجویان دورۀ دکترا
نوشتۀ شیائوینگ یو
سوم مارس 2026
ترجمۀ احمد شمّاع زاده
یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی در چین، پس از مواجهه با توهینهای کلامی مکرر، به شدت افسرده شده؛ و به نیچر نوشته است:
من دانشجوی سال دوم دکترای علوم و مهندسی محیط زیست در دانشگاهی در چین هستم. تصمیم گرفتهام از شما مشاوره بگیرم؛ زیرا در وضعیتی بحرانی قرار گرفتهام.
رابطۀ حرفهایام با استاد راهنمایم سمی شده و ممکن است غیرقابل اصلاح شده باشد. مشکل بزرگ من فقدان کامل راهنمایی آموزشی است. احساس میکنم پروپوزالهای تحقیقاتیام مرتباً رد میشوند. بدتر از آن، اینکه در این فرآیند غالباً با اظهار نظرهای بسیار تندی روبرو میشوم.
به عنوان مثال، استاد راهنمایم گفته است که من «بیکفایت هستم و حتّا به خوبی یک دانشجوی کارشناسی ارشد هم نیستم». من هیچ توصیهای در مورد چگونگی بهبود کار خود دریافت نمیکنم. همین موضوع موجب شده تلاشهای من در پژوهشهایم بارها به بنبست برسد. فشارهای روانی مداوم، توهینها و زخم زبانها، تأثیر ویرانگری بر سلامت روان من داشته است. درنتیجه، به افسردگی شدید و اضطراب خفیف مبتلا شدهام. اکنون بر سر یک دوراهی قرار گرفتهام:
نمیدانم باید از استاد راهنمای خود رسماً شکایت کنم، یا به سادگی از برنامۀ دکترای خود انصراف دهم، چه باید بکنم؟
نظر و پیشنهاد مترجم:
پیش از خواندن ادامۀ مقاله و پاسخ نیچر، چون به تازگی ویدئویی را دیدهام که با این موضوع کاملاً در ارتباط است، تصمیم گرفتم لینک آن را در اینجا قرار دهم تا دانشجویان دورۀ دکترا بدانند که این مشکل همگانی است؛ ولی در ایران نوع دیگرش نیز رایج است که تصور نمیشود دست کم در کشورهای غربی اینگونه اش رایج باشد.
سریال آقای قاضی قسمت چهل و پنجم، سرقت مقالات علمی دورۀ دکترا: https://www.youtube.com/watch?v=m8aN0OKsXaE
پاسخ نیچر:
توصیه به یک دانشجوی دکترا در وضعیتی که شما در آن گرفتار شدهاید، بسیار دشوار است. آنگونه که شما توصیف کرده اید، به نظر میرسد دو مشکل اساسی وجود دارد:
یکی خودداری استاد راهنمای شما از راهنمایی، و دیگری رفتار توهینآمیز هیأت استادان راهنما.
متأسفانه، این وضعیت، منحصر به شما نیست؛ بلکه امثال شما بسیارند! بسیاری از دانشجویان دورۀ دکترا در سراسر جهان (صرف نظر از موقعّیت مکانی یا پیشینۀ فرهنگی آنان) تجربیاتی همچون شما داشتهاند. نظرسنجی جهانی نیچر در سال 2025 از دانشجویان دکترا، نشان داد که آسایش فکری آنان، مستقیماً با میزان حمایت اساتید راهنما مرتبط است. حدود 43٪ از پاسخدهندگان نوعی تبعیض یا آزار و اذیت را تجربه کردهاند، اما به دلیل ترس از انتقام، تنها شمار کمی از آنان آن را گزارش کردهاند.
در چین، جایی که شما هستید، تصویر ناامیدکننده تر است، طبق این نظرسنجی، دانشجویان دکترا در چین، از بسیاری از جنبهها، از جمله روابط با استاد راهنما، به طور قابل توجهی کمتر از همتایان بینالمللی خود راضی هستند. با این حال، شما گزینههایی دارید. تیم شغلی Nature پروندۀ شما را با پنج پژوهشگر برجسته مطرح کرده است. توصیههای آنان در پی میآید:
وضعیت خود را بشناسید
چانگهی کیم، پژوهشگر مدیریت منابع انسانی در دانشگاه شیان جیائوتونگ لیورپول در سوژو چین، میگوید اول از همه، از تمرکز روی نظرات استاد راهنما دست بردارید؛ و به سلامت روان خود بیندیشید. کیم میگوید صحبت با افرادی که به آنها اعتماد دارید، بویژه دیگر دانشجویان دکترا، میتواند احساس راحتی، و دیدگاه تازهای را ایجاد کند. او اضافه میکند که خدمات مشاورۀ روانشناسی دانشگاه شما نیز میتواند به شما پشتیبانی حرفهای ارائه دهد.
یک «خاله رنج» برای دانشمندان شاغل
مرتضی محمودی، دانشمند نانو، و پژوهشگر ضد قلدری در دانشگاه ایالتی میشیگان در ایست لنسینگ، میگوید: همچنین مهم است که روشن کنید که آیا استرس شما ناشی از قلدرمآبی است، یا سوءتفاهم؟ وی شما و هر کسی را که در موقعیت مشابهی قرار دارد، تشویق میکند تا بفهمید دیگران در گروه تحقیقاتی شما در مورد استاد راهنمایتان چه فکر میکنند. او میگوید:
اگر شما چیزی را احساس میکنید، اعضای دیگر نیز باید آن احساس را داشته باشند.
محمودی همچنین توصیه میکند که با سازمانهایی که با قلدرمآبی دانشگاهی سروکار دارند، همچون جنبش برابری دانشگاهی (شبکهای از متخصّصان که به افراد آسیبدیده در سراسر جهان کمک میکنند.) که او در سال ۲۰۱۹ یکی از بنیانگذاران آن بود، تماس بگیرید. او میگوید، آنها میتوانند وضعیت شما را ارزیابی کرده و به شما کمک کنند.
محمودی در نهایت، توصیه میکند در صورتی که تصمیم به اقدام گرفتید، تمام ارتباطها و تبادل نظرهایی را که با استاد راهنمای خود داشتهاید، مستند و تدوین کنید. چنین ارتباطی میتواند شامل ایمیلها، پیامکها و حتّا نامههایی (مانند نامهای که برای تیم شغلی نیچر ارسال کردید.) باشد که احساسات و تجربیات شما را ثبت میکنند. او میگوید: «مهم نیست که این مستندات در آن زمان مفید باشند یا نه، مهم این است که ممکن است در آینده مفید واقع شوند».
فرهنگ مهم است
به گفته کیم، اگرچه درگیریهای دانشجو و استاد راهنما در همه جا رخ میدهد، اما مانع دیگری که ممکن است با آن روبرو باشید، در فرهنگ شما نهفته باشد. او میگوید در فرهنگ چینی (و به طور گستردهتر، شرق آسیا) رابطۀ دانشجو و استاد راهنما به شدت تحت تأثیر کنفوسیوسگرایی است که بر احترام به اعضای مسنتر و باتجربهتر جامعه تأکید دارد. کیم میافزاید «استادان اغلب به عنوان رهبران مردسالار دیده میشوند و از دانشجویان انتظار میرود فروتن و مطیع باشند».
شری ماس، پژوهشگر رفتار سازمانی در دانشگاه ویک فارست در وینستون- سیلم، کارولینای شمالی و مدیر جنبش برابری دانشگاهی، میگوید در سراسر جهان، سرپرستان و پژوهشگران اصلی، تمام قدرت را از کنترل منابع گرفته تا تأیید آزمایشها، در اختیار دارند.
ماس میگوید، اما انتظاراتی که ناشی از فرهنگ ویژۀ چینی است (مبنی بر به چالش نکشیدن اقتدار آنان و متمایز نشدن دانشجویان)، این عدم تعادل قدرت را بدتر میکند. او می افزاید، اگر بازخوردی که دریافت کردید مبهم و غیرقابل اجرا بود، برای اینکه بفهمید سرپرستتان دقیقاً چگونه میخواهد شما پیشرفت کنید، میتوانید مستقیماً از او بپرسید، البته درصورتی که احساس نکنید مشکل ساز خواهد شد.
ماس میگوید، جستجوی بازخورد مشخص از این طریق، فرصتی برای ابراز تمایل شما به پیشرفت است. کیم میگوید با توجه به زمینۀ فرهنگی، عملیترین و ایدهآلترین راهحل این است که سبک کاری سرپرست خود را شناسایی کنید و یاد بگیرید که با آن سازگار شوید؛ هرچند در مورد شما، شاید رابطۀ میان شما به دلیل رفتار توهینآمیز او بیش از حد تیره شده باشد.
شما همچنین میتوانید با سرپرست خود به گونهای ارتباط برقرار کنید که "رد کردن آن دشوار باشد". به عنوان مثال، برای پیشنهادات تحقیقاتی جدید، میتوانید یک طرح کامل و ساختاریافته از مواد، آزمایشها، جدول زمانی و هر چیز دیگری که مربوط به کار شماست، برای ارائه به سرپرست خود ایجاد کنید و به آنها نشان دهید که کار را انجام دادهاید. این کار ارائه یک بازخورد ساده "بسیار خب، ادامه بده" یا بازخورد خاص را برای آنها آسانتر میکند.
سیستم چینی
لی جیانگ، دانشمند اطلاعات در دانشگاه نانجینگ چین، طی ۱۵ سال گذشته در حل مسائل وجود آمده میان دانشجو و استاد راهنما به بسیاری کسان کمک کرده است. او میگوید مشکل شما غیرمعمول نیست؛ بلکه منطقی ماندن و واکنش عملی نشان ندادن، کلید حل مشکلات است.
لی پیشنهاد میکند که برای جبران کمبود بازخورد عملی از سوی استاد راهنمای خود، با کمک عملی دانشجویان سال آخر گروه خود، یا از همسالان مورد اعتماد خود در مطالعاتتان شروع کنید. اما اگر اوضاع غیرقابل تحمل شد، او توصیه میکند که با بخش امور دانشجویی تماس بگیرید، که در سیستم آموزشی چین، واسطۀ روابط دانشجو-استاد راهنماست. اگر میانجیگری شکست بخورد، ممکن است تغییر استاد راهنمای خود را در نظر بگیرید. لی میگوید، سپس کمیتۀ مدرک تحصیلی دپارتمان شما برای رسیدگی به این موضوع تشکیل جلسه میدهد، اما او به ندرت شاهد سرایت اختلافات به این سطح بوده است.
اما محمودی هشدار میدهد که گزارش مشکل به دپارتمان بسیار مشکلساز است. او میگوید، قلدرهای دانشگاهی گاهی اوقات میتوانند بر فرآیند تصمیمگیری تأثیر بگذارند و زنجیرهای از انتقامجویی را آغاز کنند. در ایالات متحده، شکایات دانشجویان معمولاً توسط دفاتر بازرسی رسیدگی میشود. محمودی میافزاید این نهادهای مستقل، مستقیماً به مرجع نهادی خود، مانند رئیس دانشگاه و رئیس دفتر صداقت پژوهشی آن، گزارش میدهند.
شکایت رسمی
اگر همه اقدامات شکست خورد و شما تصمیم به شکایت گرفتید، برای یک فرآیند دشوار و طاقتفرسا آماده باشید. وانگ یانبو، پژوهشگر سیاست علمی در دانشگاه هنگ کنگ، هشدار میدهد: «یک واقعیت تأسفبار این است که ثبت شکایت رسمی میتواند خطرناک باشد و ممکن است منجر به تغییر معناداری هم نشود. بسیاری از مؤسسات، بیشتر نگران حفظ اعتبار خود هستند تا پرداختن به چنین مسائلی.»
وانگ میگوید شناسایی اعضای هیئت علمی ارشد مورد اعتماد که از شما حمایت و دفاع میکنند، بسیار مهم است؛ و در صورت لزوم، در حالی که برای انتقال به یک برنامه یا مؤسسه دیگر آماده میشوید، زمانبندی نیز مهم است.
وانگ میگوید در حالت ایدهآل، شما پس از ترک گروه سرپرست، شکایت را ثبت میکنید. او میافزاید، همچنین، پروندۀ خود را به طور همزمان به بخش، دانشکده و دانشگاه خود ارائه دهید تا احتمال اینکه یک دفتر تصمیم به دفن پرونده بگیرد، کاهش یابد.
doi: https://doi.org/10.1038/d41586-025-04126-w
چرا مجرمین؟
احمد شمّاع زاده
چرا خداوند در رستاخیز، دربارۀ مذنبین (گناهکاران – Sinners)، سخنی از به دوزخ فرستادنشان را به میان نمیآورد؛ ولی کسانی را که در صدر رسیدگی شوندگان قرار دارند، و به دوزخ فرستادنشان را وعده میدهد، مجرمین (Criminals) میخواند؟
بسیار شگفت انگیز است که واژۀ مُذنِب حتّا یک بار هم در قرآن نیامده؛ و برعکس، از واژۀ مُجرِم به گونه های مختلف 53 بار یاد شده است! واقعاً چرا؟
با توجّه به اینکه در همۀ مکتبهای اجتماعی، مرامها و ادیان (از جمله اسلام) کارهای غیراخلاقی و اعمالی همچون دزدی، گناه شمرده میشود، چرا خداوند حتّا یک بار هم برای روز جزا واژۀ گناهکار را به کار نبرده است؟
چنین به نظر میرسد که خداوند ستم به خود (شرک) و ستم به دیگران و جامعه را گناهی که در ارتباط مستقیم با خداوند قرارگیرد، تلقّی نمیکند؛ بلکه برای آن حساب جداگانه ای باز کرده و زیر برچسب جرم، به آن رسیدگی میکند؛ زیرا گناهانی که در ارتباط با خداوند بدون ربط آنها به جامعه و دیگر افراد قرار میگیرند، ممکن است با توبه و انابه (بازگشت) مورد بخشش خداوند قرار گیرند؛ و یا به هر دلیلی خداوند بخواهد آنها را نادیده انگارد و بنده اش را ببخشاید؛ ولی خداوند جرمهایی را که به جامعه و افراد جامعه (حقّ النّاس) ربط پیدا میکنند، هرگز نمی بخشد؛ مگر در مواردی بسیار استثنائی!
به نظر میرسد حتّا شرک را نه از جهت خودخواهی، بلکه به دلیل زیانی که بر جامعه تحمیل میکند، جرم میانگارد و مورد بخشش قرار نمیدهد تا جامعهای موّحد و یکتاپرست داشته باشد و نه جامعهای که شرک و خداناسپاسی از سرورویش ببارد!
بدین ترتیب خداوند با یک ترفند شگفت انگیز مدعیان حقوق بشر را به چالش میکشاند و خود مدعی میشود که اسلام دین یگانهای است که نمیتوان مثل آن را در ادیان دیگر یافت؛ زیرا حقوق انسانی، اجتماعی، سیاسی را زیر عنوان حق النّاس در صدر مهمات خود قرار داده تا همگان بدانند که این موضوع در رستاخیز اولین موردی است که به آن رسیدگی خواهد شد.
آیات مالی و اقتصادی حقالناس
سوره نساء، آیه ۲۹: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ»؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، اموال یکدیگر را به ناحق نخورید، مگر اینکه تجارتی با رضایت متقابل شما باشد. [1]
سوره بقره، آیه ۱۸۸: «وَلَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»؛ اموال خود را در میان خود به باطل نخورید و آن را به سوی حاکمان سرازیر نکنید تا بخشی از اموال مردم را به گناه و در حالی که میدانید، بخورید.
در شرح و تفسیر این آیه مقاله زیر را بخوانید:
رانت خواری در قرآن: https://www.academia.edu/26841555
سوره بقره، آیه ۲۸۲ (آیه دَین): طولانیترین آیه قرآن که دستور میدهد هرگونه وام، قرض یا معامله نسیه ای باید با جزئیات، تعیین سررسید، حضور شاهد و مکتوب کردن ثبت شود تا حقی از کسی ضایع نشود. [1]
سوره مطففین، آیات ۱ تا ۳: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ * الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا کَالوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ»؛ وای بر کمفروشان؛ کسانی که وقتی برای خود پیمانه میکنند، حق خود را به طور کامل میگیرند، اما وقتی میخواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم میگذارند.
آیات آبرو و حقوق معنوی حقالناس
سوره حجرات، آیه ۱۲: «وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا ۚ أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ»؛ و هیچیک از شما دیگری را غیبت نکند؛ آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مردهاش را بخورید؟ از آن کراهت دارید. [1]
سوره نور، آیه ۱۹: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»؛ کسانی که دوست دارند زشتیها و تهمتها در میان مؤمنان پخش شود، عذابی دردناک دارند.
سوره همزه، آیه ۱: «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»؛ وای بر هر عیبجوی مسخرهکنندهای (که با زبان و رفتار به آبرو و شخصیت دیگران لطمه میزند).
رعایت حقوق مردم از دستورات اکید و از خطوط قرمز حرمت در دین اسلام است؛ تا آنجا که خداوند حق مردم را بر حق خویش مقدم فرموده است. امام علی علیه السلام می فرمایند:« جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ حُقُوقَ عِبَادِهِ مُقَدِّمَةً لِحُقُوقِهِ [عَلَى حُقُوقِهِ] فَمَنْ قَامَ بِحُقُوقِ عِبَادِ اللَّهِ کانَ ذَلِک مُؤَدِّیاً إِلَى الْقِیامِ بِحُقُوقِ اللَّه»[۱]؛ خداوند سبحان حقوق مردم را پیش روى حقوق خود گردانید، پس هر که حقوق بندگان خدا را رعایت کند، این کار به رعایت کردن حقوق خدا بیانجامد.
در حدیثی دیگر از امیرالمومنین علیه السلام تجاوز به اموال دیگران از بزرگ ترین گناهان دانسته شده است: «أعظمُ الخطایا اِقتِطاعُ مالِ امرِیءٍ مُسلِمٍ بِغَیر حَقٍّ»[۲]؛ عظیمترین گناهان، خوردنِ به ناحق و تجاوز به مال یک مسلمان است.
و پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله مال مسلمان را مانند خون او محترم شمرده اند: «حُرمةُ مالِ المُسلِم کحُرمَةِ دَمِه»[۳]؛ حرمت داشتن مال یک مسلمان همچون حرمت خون و جان او است.
در برخی روایات، ادای حق مؤمن از بالاترین عبادتها دانسته شده است: امام جعفرصادق علیهالسلام فرمود: «ما عُبِدَ اللهُ بِشیءٍ اَفضلَ مِن اداءِ حَقِّ المُؤمِنِ»[۴]؛ هیچ عبادتی بالاتر از ادای حق مؤمن نیست. این روایات حکایت از اهمیت فوق العاده این اصل در صحنه زندگی اجتماعی مسلمانان دارد.
آن چه بیشتر از حق الناس به ذهن متبادر می شود، دست درازی به اموال دیگران است؛ اما مصادیق حق الناس بسیار فراتر از این است، از جمله: هتک حرمت، گناهان زبانى نظیر غیبت، تهمت، شایعه، زخم زبان، سرزنش، اهانت و سخن چینى، و هر عمل دیگری که موجب آبروریزى و تخریب شخصیت کسی گردد، از مصادیق حق الناس به حساب می آید.
همچنین است هر عمل دیگری که دیگران را به زحمت اندازد، از جمله سدّ معبر، رعایت نکردن قوانین رانندگی، ایجاد سر و صدای زیاد، آلوده کردن آب و هوا، قطع بی منطق درختان و ریختن زباله در خیابان و... .
بسیاری از مشکلات کنونی جوامع مختلف ریشه در بی تفاوتی نسبت به حقوق دیگران دارد. مشکلات فراوان کارفرمایان و کارگران، از بین رفتن اعتماد متقابل میان خریداران و فروشندگان، ایجاد کدورت میان همسایگان، نزدیکان و حتی میان خواهران و برادران و همسران، تبدیل شدن دوستی ها به دشمنی ها و ...
تولید فقر در اجتماع از دیگر آثار عدم رعایت حق الناس است. امیرالمؤمنین علیهالسلام می فرمایند: «إنَّ اللهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی اَموالِ الأغنیاءِ اَقواتَ الفُقراءِ، فَما جاعَ فقیرٌ اِلاّ بِما مَنَع غنیُّ»[۵]؛ خداوند سبحان خوراک فقرا را در اموال اغنیا قرار داده، هر فقیری که گرسنه بماند در نتیجه دریغ داشتن اغنیا از مال خودشان بوده است.
امام صادق علیهالسلام نیز در این باره می فرمایند: «لَو أَنَّ الناسَ أَدُّوا حُقوقَ اَموالِهِم لَکانوُا عایِشینَ بِخَیر»[۶]؛ مردم اگر حقوق و واجبات مالی خود را ادا میکردند مسلّماً همه از یک زندگی مطلوب و رضایت بخشی برخوردار میشدند.
روایات اسلامی در بیان عقوبت تضییع حقوق مردم فراوان است. در برخی از این روایات تعابیر تکان دهنده ای وجود دارد که نشان دهنده اوج اهمیت رعایت حق الناس است.
پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله[۷]؛ کسی که به اجیر و کارگر خود ستم کند و حق او را نپردازد خداوند اعمال نیکش را به کلی تباه و بوی بهشت را بر وی حرام خواهد نمود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام: «الحَجَرُ الغَصبُ فی الدّارِ رَهنٌ عَلی خَرابِها!»[۸]؛ وجود یک آجر غصبی در بنای یک خانه، عامل بر ویرانی آن خانه خواهد بود!
امام صادق علیهالسلام: «مَن اَکلَ مِن مالِ اَخیهِ ظُلماً وَ لَم یَرُدَّهُ اِلَیهِ اَکلَ جَذوَةً مِنَ النّارِ یَومَالِقیامَةِ»[۹]؛ کسی که از مال برادر دینی خود به ناحق بخورد و آن را به صاحبش برنگرداند خوراک او در روز قیامت شعلههای آتش خواهد بود.
پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله: «مَن أَخَذ أَرضاً بِغیرِ حَقٍّ کلِّفَ أَنْ یَحمِلَ تُرابَها اِلی المَحشَرِ!»[۱۰]؛ هر کس به ناحق زمینی را تصرف کند (فردا) وادار میشود که خاک آن را تا محشر قیامت بر دوش خود بار نماید!
امام جعفرصادق علیهالسلام: «اَلمِرصادُ قَنطَرةٌ علیالصِّراطِ لایجوزُها عبدٌ بمَظلَمةِ عَبدٍ»؛ مرصاد (کمینگاه) جایگاه رفیعی است بر روی پل صراط که (فردا) هیچ بندهای که حق و مظلمهای از مظالم عباد به گردنش باشد از آن عبور نخواهد کرد.
پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله: «مَن غَشَّ مُسلِماً فی شِراءٍ أو بَیعٍ فَلَیسَ مِنّا و یُحشرُ یَومَالقِیامَةِ مَعالیهودِ لِأَنَّهُم أَغشُّ الخَلقِ لِلمُسلمین»[۱۱]؛ کسی که با مسلمانی در معامله خرید و فروش تقلب و خیانت کند پیرو ما نیست و در قیامت با قوم یهود که خیانتکارترین خلق خدا نسبت به مسلمانان به شمار میآیند محشور خواهد شد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام: «وَقودُ النّارِ یومَ القِیامَةِ کلُّ بَخیلٍ بِمالِهِ علیَ الفُقَراءِ و کلُّ عالِمٍ باعَ الدّینَ بِالدُّنیا»[۱۲]؛ دو دسته، فردای قیامت هیزم جهنم خواهند بود: آدم بخیلی که وجوهات و حق فقرا را از مال خود نپردازد و دیگر عالِمی که دین خود را به دنیای خود بفروشد.
امام جعفرصادق علیهالسلام:«اِنَّ الله لایَرفَعُ اِلَیهِ دُعاءَ عَبدٍ فی بَطنِهِ حرامٌ أَو عِندَهُ مَظلِمةٌ لِأَحَدٍ مِن خَلقِه»؛ خداوند دعای کسی که در شکمش لقمه حرام و یا به گردن او مظالم یکی از عباد باشد اجابت نمیکند.
شایسته ذکر است که خداوند رحیم که همواره به بندگان وعده آمرزش گناهان داده است، بخشش حق الناس را در کسب رضایت از صاحبان حق قرار داده است. حتی اگر کسی در میدان نبرد در کنار رسول خدا به شهادت رسیده باشد. امام باقر علیهالسلام می فرمایند: «اوَّلُ قطرةٍ مِنَ الشَّهیدِ کفّارَةٌ لِذُنوبِهِ اِلاّ الدَّین فَاِنَّ کفّارَتَه قَضاءُه»[۱۳]؛ اوّلین قطره خون شهید کفاره گناهان او است مگر قرض و بدهکاری او که کفارهاش ادا کردن آن است (بدهی و حقالناس شهید را وارثان باید ادا کنند).
جبران حقّ النّاس بسیار مشکلتر از جبران حقّ الله است. کسى که حقّى از مردم ضایع کرده است، باید به صورت جدّى توبه کرده و حقّ مردم را ادا کند، و پشیمانى خود را در محضر پروردگار عالم اظهار و اعلام نماید. اداى حقّ النّاس نزد خداوند متعال از اهمیت ویژه اى برخوردار است؛ چنانکه اگر کسى حق مردم را ادا نکند و بدون توبه از دنیا برود، با عذاب سختى مواجه خواهد شد، مگر آنکه صاحبان حقّ را از خود راضى کند.
از امام سجاد علیهالسلام سؤال شد: اگر کسى حقّ یک مسلمان را ضایع کند، آن مسلمان چگونه مى تواند حقّ خویش را بستاند؟ آن حضرت فرمودند: در قیامت به اندازه حقّ مظلوم از اعمال نیک ظالم بر مى دارند و به اعمال مظلوم مى افزایند. سپس از آن امام بزرگوار سؤال شد: «اگر ظالم، حسنه اى نداشته باشد، چه مى شود؟» فرمودند: «گناهان مظلوم را به پرونده اعمال ظالم منتقل مى کنند«إِنْ لَمْ یکنْ لِلظَّالِمِ حَسَنَاتٌ فَإِنَّ لِلْمَظْلُومِ سَیئَاتٍ یؤْخَذُ مِنْ سَیئَاتِ الْمَظْلُومِ فَتُزَادُ عَلَی سَیئَاتِ الظَّالِم».[۱۴]
در روایت دیگرى آمده است که برخى افراد در قیامت، پرونده خویش را خالى از حسنات مى بینند. با تعجب سؤال مى کنند: «اعمال خیر و عبادات و انفاقات ما چه شد که اثرى از آن نمى یابیم؟» به آنان خطاب مى شود: «حسنات شما به پرونده اعمال کسانى که با آنان خصومت داشتید منتقل شده است. سپس مشاهده مى کنند علاوه بر این که نامه اعمالشان تهى از نیکى هاست، گناهانى در آن ثبت شده است که هرگز مرتکب نشده اند. وقتى علّت را جویا مى شوند، به آنان خطاب مى شود: «اینها گناهان کسانى است که از آنها غیبت کرده اید، به آنها ناسزا گفته اید، نسبت به آنها بد اندیشیده اید و در خرید و فروش بر آنها ستم کرده اید.[۱۵]
بخشهای نقل شده، از پایگاه دانشنامۀ اسلامی، زیر عبارت «حق النّاس» است.
نگارش و تدوین: مرداد 1405
احمد شمّاع زاده