شرحی بر آیات آغازین سورۀ حجّّ
احمد شمّاع زاده
سورۀ پیش از سورۀ حجّ، انبیاء نام دارد. خداوند در آیه 103 این سوره که تنها نه آیه با سورۀ حج فاصله دارد و پیرامون نیکوکاران است، میفرماید:
لَا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ هَذَا یَوْمُکُمُ الَّذِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ
ترجمه: بانگ اکبر، آنان را اندوهگین نمیکند؛ و فرشتگان به آنان تلقین میکنند که این است روزی که به شما وعده داده شده.
در توضیح بانگ اکبر باید گفت: هنگامی که رستاخیز آغاز میشود، سه لایۀ انتهایی حلزون کیهانی، در لایۀ میانی (چهارم) فرو میروند، که با سروصداهایی سهمگین در کلّ کیهان همراه است؛ و به همین دلیل خداوند میگوید نیکوکاران از این فزع اندوهگین نمیشوند؛ و معنای دیگرش این است که بدکاران، از این رخداد، بسیار اندوهگین میشوند و ناراحت اند.
کیهانشناسان فزع اکبر قرآنی را «بیگ کرانچ» (نورد سهمگین یا مِهنورد) عنوان دادهاند.
***
چهار آیۀ آغازین سورۀ حجّ:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ ﴿۱﴾
اى مردم از پروردگار خود پروا کنید همانا که زلزلۀ آغاز رستاخیز بسیار عظیم و هولناک است.
روزى که می بینید هر شیردهنده اى، شیرخوارۀ خود را فرونهد؛ و هر آبستنى، بار خود را فرو گذارد؛ و مردم را بینى که گویی مست اند؛ در حالی که مست نیستند ولى عذاب خداوند شدید است.
و برخى از مردم در بارۀ خدا بدون هیچ علمى مجادله مى کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى میکنند.
موضوع این آیه مجادلۀ میان خداباوران با خداناباوران یا آته ایستهاست. بخصوص امروزه که شمار مشرکان بسیار زیاد شدهاست.
در دوران کهن، که نه خبر از تلسکوپ بود و نه از میکروسکوپ، و دانش انسان بسیار محدودتر از امروزه بود، تنها دهریون بودند که میگفتند این چرخش روزگار است که چنین و چنان بر سر مردمان میآورد؛ ولی اکنون که دانش انسان بسیاری از پرده ها را بالا زده، یکی طبیعت را و آن دیگری علم را جایگزین خداوند میکند؛ و این در حالی است که طبیعت که آفریدۀ خداوند است؛ هیچگاه هوشمند (Conscious) نبوده و نیست؛ و علم یعنی آنچه از روابطی که خداوند میان آفریدگانش برقرار کرده است.
نقل از علم و روش شناخت علمی:
یک جوان بیست ساله، تا چه اندازه توانسته مطالعه کند، چقدر توانسته بیندیشد و به رازهای هستی به اندازه فهم خود پی ببرد که چنین جملههایی را برای من بنویسد:
«حقیقت اینست که جوانانی مثل من که واقعا به نبود چیزی به نام خدا پی بردیم دیگر نمیتوانیم خود را توجیه کنیم ما دلایل عقلی میخواستیم که امروز علم میگوید دنیا برای پیدایش به خالق نیازی نداشته و اگر هم اتفاقا خالقی هم بوده باشه هدف چیست»؟
آیا او اصلاً میداند علم چیست که آن را جایگزین خداوند کرده است؟
تعریف علم:
کشف و شناخت کنش واکنشها (روابط علت و معلولی)، و تأثیروتأثرهای میان اجزای کیهان (جهان ذرات و جهان ابعاد بزرگ) که خداوند در میان آنها برقرار و نهادینه کرده، و به سنن الهی یا قوانین طبیعی شهرت یافتهاند، علم یا دانش نامیده میشود.
برای مثال، سالهاست که دانشمندان با هزینۀ چند ده میلیارد دلاری، در پی کشف بوزونی هستند که ذرّۀ خداوندی عنوان گرفته است (بوزون هیگز). یعنی ذرّه ای که خداوند در ازل کیهان را با آن آفریده است (ذرّۀ زیربنایی آفرینش کیهان)!
بر [شیطان] مقرر شده است که هر کس او را به دوستى گیرد قطعاً او وى را گمراه مى سازد و به عذاب آتشش کشاند.
هنگامی که خداوند در آیهای میفرماید کتب علیه یا کتب علیّ و… یعنی این یک سنّـت الهی است و گریزی از آن نیست. در این آیه منظور این است که هرکس دوستی یا سرپرستی شیطان را بپذیرد، شیطان طبق سنّتی الهی (آنجا که ابلیس گفت حالا که مرا فریفتی من هم همۀ کسانی را که از نسل او-آدم- هستند، گمراه میکنم و خداوند پذیرفت.) او را گمراه میکند و به سوی عذاب آتشین رهنون میشود.
رستاخیز چگونه آغاز میشود؟: https://www.academia.edu/12376486
علم و روش شناخت علمی: https://www.academia.edu/103293430
احمد شمّاع زاده
اول مهر 1405
چشم طمعکار
چشم طمعکار دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور
پس از چند سال که از رخداد ناگوار ساختمان متروپل آبادان میگذرد، هفتۀ پیش تصمیم گرفتم از گوگل بپرسم که پروندۀ این رخداد هولناک به کجا رسیده است؟
پاسخ:
منتشر شده در ۲۴ آذر ۱۴۰۱ - ۱۵ دسامبر ۲۰۲۲
صادق جعفری چگنی، دادستان اهواز از صدور احکام نهایی برای ۲۱ متهم پرونده فروریختن ساختمان متروپل در آبادان خبر داه است. او گفته که احکام نهایی این محکومان پس از حدود ۶ ماه در دادگاه تجدیدنظر صادر و به مرحله اجرا رسیده است.
ساختمان متروپل آبادان در خرداد ماه سال جاری (۱۴۰۱) فرو ریخت که ۴۳ نفر در این حادثه جان خود را از دست دادند و ۳۸ نفر نیز زخمی شدند.
دادستان اهواز گفت: «هر کدام از محکومان به سه سال حبس تعزیری و پرداخت دیه به خانواده و ورثه جانباختگان حادثه، اقامت اجباری، انفصال از خدمات دولتی و عمومی، لغو پروانه اشتغال و منع اشتغال در حرفه مهندسی ساختمان محکوم شدند».
آقای جعفری چگینی افزود: «تاکنون ۱۰ نفر از محکومان در حال حاضر دوران حبس خود را سپری میکنند و حکم مابقی محکومان صادر شده است، که در اسرع وقت حکم جلب آنها اجرایی خواهد شد».
با خواندن این اخبار از نظر آگاهی اقناع شدم؛ ولی از آن روز تا هماکنون که دست به قلم شدم، این واقعۀ ناگوار دست از سرم برنمیدارد! و هر روز صبح از جمله امروز گریبان مرا میگیرد؛ و گویی به من میگوید تو که دست به قلمی داری بیا و دربارۀ من چیزی بنویس!
امروز همزمان با این یاداوری، به یاد شعری از سعدی افتادم که عنوان این مقاله شد و نیز راهنمای من شد تا از کدام دریچه به این موضوع بنگرم و آن را تحلیل کنم.
ساخت یک ساختمان و ایجاد یک بنا، همچون کاشت درختی و نوشتن کتابی یا مقالهای، جزء آبادانی زمین است، و نیز باقیات الصالحاتی است که پیامبر اکرم مسلمانان را بدان تشویق کرده است.
نگارنده همانگونه که از نوشتن یک مقاله لذت میبرم، در یک دورۀ دو ساله، از ساختمان سازی لذت بردم؛ هرچند کاری بسیار سخت و طاقت فرسا بود. از ساعت شش صبح تا ده شب ذهن و جسمم در خدمت تمام کردن یک ساختمان چهار طبقه شد. ایجاد و آفرینش صفتی الهی است که خود خداوند در درون همۀ انسانها نهادینه کرده تا موجب اقناع درونی و لذت شود.
ولی همۀ کارهای دنیوی دو سو دارند؛ یکی بعد مثبت آن و دیگری بعدی که اگر زمینهاش را داشته باشی شیطان با تناب طمع، به تو نزدیک میشود (همچنانکه به آدم نزدیک شد.) و در دلت وسوسه ایجاد میکند که اگر این کاری را که به تو میگویم انجام دهی، بدون چندان زحمتی، پول هنگفتی بهره ات خواهدشد، چنانکه به آدم گفت اگر از میوۀ این درخت بخوری پادشاهی دائمی بهره ات خواهدشد.
به نظر میرسد، تا زمانی که حسین عبدالباقی فریب شیطان را نخورده بود، عبد خداوند باقی، و شخصی صالح و کارآفرین (هرچند میدانیم که در ج.ا. کمتر کارافرینی بدون زدوبند میتواند عنوان کارآفرین را دریافت کند!)، و کارش خداپسندانه بود؛ ولی آنگاه که ساختمان را در مرحلۀ سفتکاری برافراشته یافت، طبق دستورالعمل طمعکاری شیطان، وسوسه شد؛ و پیش خود گفت اگر یک طبقۀ دیگر بر این طبقات بیفزایم، پول خوبی نصیبم میشود که هزینۀ چندانی هم برای من در بر ندارد؛ تنها باید سبیل برخی را در شهرداری چرب کنم.
ولی این تصمیم چنان شد که شعر سعدی به وقوع پیوست. زیر آوارهای همان ساختمانی که خود ساخته بود، مدفون گردید؛ و چشم طمعکارش پر شد از خاک گوری که خود برای خود کنده بود!
31 شهریور 1405
احمد شمّاع زاده